تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسكن الفؤاد (آرام بخش دل داغديدگان) (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
احتضار به سر مىبرد ، وقتى آن صحنه را مشاهده كرديم نتوانستيم خودمان را كنترل كنيم همگى گريستيم و يك نفر در ميان ما با صداى بلند گريه مىكرد ، معاذ او را منع كرد و گفت : ساكت باش ! به خدا قسم كه او مىداند من به اين مصيبت راضى هستم و ارزش اين در نزد من بهتر است از تمام جنگ‌هايى كه همراه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با دشمنان اسلام جنگيده‌ام زيرا من از خود آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : هر كس در مرگ فرزند عزيز خويش براى رضاى خدا صبر كند خداوند متعال به ميت ، خانه و قرارگاهى بهتر از خانه و قرارگاه خودش مىدهد و به مصيبت ديده نيز صلوات ، رحمت ، مغفرت و رضوان عطا مىفرمايد ! عبد الرحمن بن تميم مىگويد : ما هنوز در منزل معاذ بوديم كه هنگام اذان ظهر روح فرزند او از بدنش جدا شد . رفتيم مسجد نماز خوانديم و بلافاصله برگشتيم ديديم كه خود معاذ فرزندش را غسل داد و حنوط نمود و كفن كرد و آماده حركت دادن به طرف قبرستان مىباشد بدون اين كه منتظر حاضر شدن برادران و همسايگان شود . ما به معاذ گفتيم : خدا تو را رحمت كند چرا صبر نكردى كه ما از نماز فارغ شويم و در تجهيز برادرزاده خود حاضر گرديم ؟ معاذ گفت : مأموريم كه مردگان را چه شب بميرند و چه روز منتظر نگذاريم و زودتر كفن و دفن آنها را فراهم كنيم . عبد الرحمن مىگويد : وقتى بچه را به قبرستان بردند ، خود معاذ و شخص ديگرى داخل قبر شدند ، وقتى معاذ خواست از قبر