( مقالهء مرحوم آخوند رحمه اللّه )
ممكن است گفته شود :
تعدد دال و مدلول به صورت اعتبارى كافى است ، اگرچه ( دال و مدلول ) ذاتا باهم متحدند .
پس : از اين جهت كه لفظى است صادر ( شده ) از لافظش ، دالّ باشد و از اين جهت كه نفس و شخص آن مراد او ( متكلم ) است ، مدلول مىباشد .
گذشته از اين سخن ، مركب بودن قضيه از دو جزء ، در صورتى كه لفظ بر خودش دلالت نكند ، زمانى لازم مىآيد كه موضوع ، شخص لفظ نباشد و ( اگر شخص لفظ موضوع واقع شود ) اجزاء قضيّه تام يعنى سه جزء است و محمول در چنين قضيه به شخص لفظ و نفس آن منسوب است .
نهايت امر اينكه در چنين قضيهاى ، لفظ ، خودش نفس موضوع است و نه حاكى از آن .
* * *
تشريح المسائل
* مقدمة بفرماييد استعمال چيست ؟
گاهى لفظى اطلاق مىشود و از آن معنايى اراده مىگردد ، نام اين اطلاق ، استعمال است .
* آيا مىتوان لفظى را اطلاق نمود بدون اينكه معنايى از آن اراده شود ؟
بله ، مىتوان لفظى را اطلاق نموده و بدون اينكه معنا را از آن اراده كنيم ، لفظى را از آن اراده مىكنيم . يعنى : تمام نظر به خود لفظ و يا الفاظ است .
مثل : بحثهاى زبانشناسى ، دستور زبانهاى مختلف ، قواعد ادبى و . . . .
* اطلاق لفظ بر لفظ به چند شكل متصوّر است ؟
به چهار شكل و يا به عبارت ديگر به چهار نحو متصوّر است .
1 - گاهى لفظى را اطلاق مىكنيد و از آن نوع و كلى آن لفظ را اراده مىكنيد . فى المثل مىگوييد : پنجره لفظ است .
آيا مراد شما از لفظ پنجره ، همين پنجرهاى است كه شما گفتيد ، يا هر پنجرهاى در هرجا و هروقت از زبان هركس صادر شود ، آن پنجره ، لفظ است ؟
خواهيد گفت : منظور من لفظ پنجره كه از زبان من صادر شد نيست ، بلكه مراد من نوع پنجره