خير اين موضوع است كه در حقيقت يا شخصى است و يا نوعى و لذا مسامحة گفته شده كه وضع شخصى و يا نوعى است .
* جهت يادآورى بفرماييد منظور از وضع ، موضوع و موضوع له چيست ؟
تعيين لفظ در مقابل معنا و تخصيص آن به مسمّى را وضع ، لفظ را موضوع و معنا را موضوع له گويند .
* با توجه به مقدماتى كه گذشت حاصل مطلب مرحوم آخوند در مقدمهء سوم چيست ؟
مىفرمايد : اظهر اينست كه :
حسن استعمال مجازى تابع وضع نيست بلكه تابع طبع است .
* وضع در معانى مجازى نوعى است يا شخصى ؟
جمهور از علماء وضع در مجازات را نوعى مىدانند .
* نظر مرحوم آخوند در اين باره چيست ؟
وضع را در مجازات منكر بوده مىفرمايد :
لفظ در معناى مجازى نه به وضع شخصى موضوع است و نه به وضع نوعى آن .
* چرا از نظر آخوند ( ره ) وضع در باب مجازات نقشى ندارد ؟
زيرا : صحت استعمال به معناى حسن استعمال است ، و حسن و دلپسند بودن چيزى است ذوقى و طبعى به اين معنا كه استعمال لفظ در معنا :
اگر از نظر ذوق و طبع امر نيكويى باشد استعمال صحيح است و لو فرض كنيم واضع ما را از آن منع كرده باشد .
و اگر ذوق و طبع آن را زشت و ناپسند شمرد استعمال ناصحيح باشد اگرچه به حسب فرض واضع آن را اجازه داده باشد .
* مراد از « و الظاهر انّ صحّة استعمال اللفظ فى نوعه او مثله من قبيله . . . » چيست ؟
اينست كه : به نظر ما اطلاق واردهء نوع آن و يا صنف آن و يا مثل آنهم صحيح است و صحتش با الطبع است و نه بالوضع ، كه در مقدمهء چهارم بطور مبسوط از آن سخن خواهيم گفت .
* * *
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٩١