پس : استعمال لفظ در معناى مجازى تابع ترخيص واضع نيست و تابع طبع است .
* شاهد مثال بر اين مطلب چيست ؟
اشتراك اغلب معانى مجازيّه در زبانهاى مختلف است ، يعنى : اگرچه اهل لغتهاى مختلف با يكديگر اختلاف زبانى دارند ، لكن در مقام استعمال مجازى باهم اتفاق نظر و اشتراك دارند .
فى المثل : در تمام زبانها ، از رجل شجاع تعبير به شير مىكنند و يا از مرد پليد تعبير به حمار مىكنند و يا از رجل مكار تعبير به روباه مىكنند .
* دلالت لفظ بر معنا بر چند قسم است ؟
بر سه قسم است : عقليّه ، طبيعيّه و وضعيّه .
* حالت لفظ خود بر چند قسم است ؟
بر دو قسم است : لفظيّه و غير لفظيّه .
* دلالت لفظيّه خود بر چند قسم است ؟
بر دو قسم است : تصوّريّه و تصديقيّه .
* دلالت تصوّريّه يعنى چه ؟
يعنى : ذهن به مجرد شنيدن لفظى از جانب لافظ به معناى موضوع له ان لفظ منتقل و يا به عبارت ديگر آن معنا را در خود تصوّر مىكند ، اعم از اينكه آن معنا مورد نظر لافظ باشد يا نه ؟
* دلالت تصديقيّه چيست ؟
عبارتست از : دلالت كردن لفظ بر معناى آن مبنى بر اينكه متكلّم آن معنا را قصد و اراده كرده باشد و قصدش تفهيم آن به مخاطب باشد .
مثل : محمد جالس و يا اذهب الى السوق و هكذا . . .
* وضع به لحاظ خود لفظ بر چند قسم است ؟
بر دو قسم است : 1 - شخصى . 2 - نوعى .
1 - گاهى واضع لفظ را بنفسه تصور مىكند كه اين را وضع شخصى مىگويند .
مثل : محمد كه در وضع خاص و موضوع له خاص تصوّر مىشود ، و انسان كه در وضع عام و موضوع له عام مورد لحاظ واقع مىشود .
2 - گاهى واضع لفظ را بوجهه تصوّر مىكند كه اين را وضع نوعى مىگويند .
مثل : وضع هيئتها ، همچون ماضى ، مضارع ، اسم فاعل و . . . .
* آيا حقيقتا اين وضع است كه به شخصى يا نوعى تقسيم مىشود ؟
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 90
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٩٠