ب : معناى ملحوظ براى بار دوم جهت استعمال لفظ در آنكه بحثش گذشت و به عبارت ديگر در اينجا :
من ابتدائيّتى را تصوّر و لحاظ مىكنيم كه ملحوظ و متصوّر است ، آنگاه لفظ را در آن استعمال مىنمايم .
پس : مسئله مزبور مستلزم دو لحاظ و دو تصور است و چنان كه جناب آخوند مىفرمايد وجدانا چنين چيزى درست نيست و مستعمل دو لحاظ ندارد .
بلكه مستعمل در مقام استعمال يك لحاظ بيشتر ندارد ، مشروط بر اينكه لفظ نيز در مقام استعمال به ذات المعنى تعلّق مىگيرد و نه معناى متصوّر و ملحوظ .
* پس مراد از « مع أنّه يلزم أن لا يصدق على الخارجيات ، لامتناع صدق . . . » چيست ؟
بيان ايراد و اشكال دوم است مبنى بر اينكه :
اگر معانى متصوّر به لحاظ الى بودن ، در ذهن تصوّر شده و دوباره ملاحظه شوند و بدين سبب ذهنى شوند ، چنين معناى ذهنى به لحاظ اينكه ظرف وجودش تنها ذهن مىباشد كلى عقلى شده است و لذا قابل صدق بر خارجيات نمىباشد .
در نتيجه : امتثال در خارج امكان ندارد ، كه مثال آن خواهد آمد .
* چه مطلبى از فراز مزبور بدست مىآيد ؟
در فراز مزبور دو اشكال وجود دارد كه جناب آخوند به صورت يك اشكال مطرح فرموده است و بايد هريك را به صورت علىحده و به عنوان اشكال دوم و سوم مطرح نمود .
* مقدمة بفرماييد قضيّه به لحاظ وجود موضوع بر چند قسم است ؟
بر سه قسم است : 1 - ذهنيّه . 2 - خارجيّه . 3 - حقيقيّه .
* در چه صورت قضيّه ذهنيّه است ؟
در صورتى كه موضوع قضيه فقط در ذهن وجود يابد و نه در خارج . مثل : شريك البارى .
* در چه صورت قضيّه خارجيّه است ؟
در صورتى كه موضوع آن در خارج يافت شود يعنى : حكم و يا محمول بر افراد محققة الوجود در خارج بار شود .
مثل : تمام دانشجويان دانشگاه تهران امسال موفق بودند .
* در چه صورت قضيّه حقيقيّه است ؟
در صورتى كه موضوع قضيه هم شامل افراد محققه الوجود مىشود و هم شامل افراد
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٦٩