تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
به عبارت ديگر : صاحب فصول گمان كرده مراد اهل معقول از اصطلاح لا به شرطى و به شرط لائى اينست كه : مشتق و مبدأ از لحاظ معنى و مفهوم فرقى ندارند ، و هر دو به يك معنا هستند . پس اگر تفاوتى هست ، اعتبارى و به لحاظ به شرط لائى و لا به شرطى است . يعنى : 1 - وقتى مشتق را با عوارض خارجيه ، مثل : زمان ، مكان ، وضع و . . . مقايسه مىكنيم ، آن را لا به شرط مىبينيم . 2 - وقتى مبدأ را با عوارض خارجيهء مذكور مقايسه مىكنيم آن را به شرط لا مىبينيم . پس : اين‌ها صرفا اعتبارى و ملاحظهء ذهن ماست و الا حقيقة تفاوتى ندارند . * در فهم مسئله فوق چه تنظيرى مىتوان آورد ؟ اگر در اعتق رقبة ، رقبه را كه داراى معناى واحد است با عوارض خارجيه مقايسه كنيم : 1 - نسبت به برخى از عوارض مثل : ( كفر ) ، به شرط لا مىباشد . 2 - نسبت به برخى از عوارض مثل : سياه و سفيد ، لا به شرط مىباشد . اما : در تمام اين موارد ، مفهوم واحدى مطرح است كه مفهوم رقبه است . * حاصل مطلب در « أورد عليهم بعدم استقامة الفرق بذلك ، لأجل . . . الخ » چيست ؟ ايراد و اشكال صاحب فصول است بر ارباب معقول پس از توهم و برداشت فوق و لذا مىفرمايد : تفاوت شما ميان مشتق و مبدأ درست نمىباشد ، چرا كه مشتق و مبدأ صرفا تفاوت لحاظى و اعتبارى ندارند . چرا ؟ زيرا : 1 - اگر اين تفاوت لحاظى و اعتبارى بود ، از آنجا كه زمام امور اعتبارى به دست لاحظ و معتبر است ، بايد بتوان مبدأ را لا به شرط اعتبار كرده و بر ذات حمل نمود و حال آنكه مبدأ قابل حمل بر ذات نيست ، چه به شرط لا اعتبار شود و چه لا به شرط . فى المثل : نمىتوان گفت : زيد علم است و يا زيد حركت است . 2 - و نيز اگر اين تفاوت اعتبارى باشد بايد بتوان مشتق را به شرط لا اعتبار نمود ، ولى بر ذات قابل حمل نباشد ، و حال آنكه مطلقا قابل حمل است . پس : مبدأ و مشتق تفاوت ماهوى و مفهومى دارند و تفاوت آن‌ها صرفا اعتبارى نيست .