بخلاف مبدأ ( و نفس حدث ) كه به اعتبار معنايش ، بلكه وقتى مبدأ ( با ذات ) مقايسه و به آن نسبت داده مىشود ، مبدأ ، غير ذات ، و ميانشان مغايرت و لا هو هويت برقرار است ، و حال آنكه مناط حمل و جرى ، نوعى اتحاد و هو هويت است .
و به اين تفاوت ميان مشتق و مبدأ آن ( به تقريرى كه گذشت ) ، برمىگردد ، آنچه اهل معقول در تفاوت ميان اين دو گفتهاند كه :
مشتق لا به شرط مىباشد و مبدأ به شرط لا ، يعنى مفهوم مشتق ( به لحاظ مفهوم لا به شرطى كه دارد ) ، اباكنندهء از حمل بر ذات نيست و حال آنكه مفهوم مبدأ ( به اعتبار معناى به شرط لائى ) ، آبى ( و امتناعكننده ) از حمل بر ذات مىباشد .
( توهّم صاحب فصول و پاسخ آخوند ( رهما ) به ايشان )
و صاحب فصول از آن جهت كه گمان كرده مراد اهل معقول ( از كلامشان ) ، بيان ( فرق ميان مشتق و مبدأ است ) ، بواسطهء اين دو اعتبار از جهت طوارى و عوارض خارجيّه با حفظ اتحاد اين دو مفهوم باهم ، اشكال كرده به آنان ( اهل معقول ) به عدم وجود فرق ميان مشتق و مبدأ آن ، به لا به شرط بودن و به شرط لا بودن ، بخاطر اباء و امتناع حمل علم و حركت بر ذات ، اگرچه اين دو را لا به شرط فرض كنيم .
جناب آخوند مىفرمايد :
صاحب فصول غفلت كرده از اينكه مراد ( ارباب معقول ) ، همان چيزى است كه ما ذكر كرده ( و گفتيم كه غرضشان اينست كه : مشتق لا به شرط است و از حمل بر ذات امتناعى ندارد ولى مبدأ ذاتا و مفهوما به شرط لا آبى از حمل بر ذات است ) ، چنان كه اين غرض از بيان فرقى كه ميان جنس و فصل و ميان ماده و صورت گذاشتهاند ، آشكار مىشود .
* * *
تشريح المسائل
* مقدمة بفرماييد ماهيات مركب بر چند قسماند ؟
بر دو قسم : 1 - مركب عقلى ، 2 - مركب خارجى .