تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
نكته : قبلا گفته شد كه با توجه به زمان تلبس مىتوان گفت : زيد ضارب حقيقة اى كان ضاربا ، كه فعلا مورد بحث ما نيست . بنابراين : استعمال مشتق در خصوص متلبس ، حقيقت و نسبت به منقضى مجاز است چه مبادى و مصادرش لازم باشد و چه متعدى . * مراد از « و امّا اطلاقه عليه فى الحال ، فان كان به لحاظ حال . . . » چيست ؟ اينست كه : اطلاق مشتق بر ذاتى كه تلبس از او زائل شده از دو حال خارج نيست : 1 - اگر اطلاق مشتق بر ذات منقضى عنه الضرب فى الحال يعنى در حال نطق به لحاظ حال تلبس باشد ، بلااشكال حقيقت است و در آن بحثى نداريم . مثل : جاء الضارب ، اى جاء الذى كان ضاربا ، كه قبلا پيرامون آن سخن گفتيم . 2 - و اگر به لحاظ حال نطق كه حال انقضاء است باشد ، گرچه اطلاقش صحيح است و لكن چنين اطلاقى به نحو حقيقت نيست ، بلكه مجاز است . چون استعمال اعم از حقيقت و مجاز است . * پس مراد از « كما لا يتفاوت فى صحّة السّلب عنه بين تلبّسه بضدّ المبدا و عدم تلبسه . . . » چيست ؟ اينست كه : در علامت بودن صحت سلب هيچ فرقى نمىكند كه ذات پس از انقضاء مبدأ از آن به مبدئى ضد آن مبدأ منقضى متلبس و متصف شود و يا اينكه اصلا متصف به مبدئى نشده و از مبدأ ضد خالى باشد . به عبارت ديگر : آنجا كه ذات ، پس از انقضاء مبدأ قبلى به ضدّ آن پيدا مىكند ، صحت سلب روشن‌تر است ، مع‌ذلك در موردى هم كه به ضد مبدأ قبلى تلبس پيدا نمىكند ، عنوان مشتق ( ضارب ) حقيقة از او سلب مىشود . فى المثل مىتوان گفت : فى هذا اليوم لا ينطبق عليه عنوان الضّارب ، كه قضيهء سالبهء صحيحى است ، و اين صحت سلب دلالت بر مجازيت مشتق در ما انقضى عنه التلبس است . * حاصل و خلاصهء نظر جناب آخوند در ما نحن فيه چيست ؟ اينست كه : مشتق در خصوص متلبس حقيقت است و در منقضى مجاز است و با صحت سلب همهء تفصيلات راجع به مشتق رد مىشود . لكن از اينجا به بعد به بررسى ادلّهء قولى كه كاملا مخالف اخصىهاست و مشتق را در اعم از متلبس و منقضى ، حقيقت مىداند بررسى مىكند . * * *