1 - اگر مراد ، ثبوت واقعى سنت باشد ، كه سنت واقعى از عوارض نيست .
2 - اگر مراد ، ثبوت تعبّدى باشد كه اين ثبوت گرچه از عوارض است ، لكن از عوارض سنت نيست تا اشكال رفع شود ، بلكه از عوارض خبر واحد است .
* مقدمة معانى سنت را دوباره بفرماييد ؟
1 - يكى معناى مصطلح آن است كه همان نفس قول و فعل و تقرير امام عليه السّلام بود .
2 - معناى اعم از معناى مصطلح است كه شامل معناى مصطلح و خبرى مىشود كه حاكى از آن است .
* كداميك از معانى سنت اگر در اينجا مراد باشد اشكال آخوند بر مشهور وارد است ؟
اگر معناى اولى مورد نظر باشد .
* با توجه به مقدمه مذكور مراد از « و امّا اذا كان المراد من السّنة ما يعمّ حكايتها . . . » چيست ؟
بيان شقّ دوم اشكال است مبنى بر اينكه :
اگر مراد از سنت معناى دوم يعنى معناى اعم از سنت محكيه ( كه قول و فعل و تقرير است ) و سنت حاكيه ( كه خبر واحد حاكى از قول امام است ) باشد ، اشكال سابق الذكر مرتفع مىشود .
يعنى : ديگر سخن از مبحث حجيت خبر واحد و عمدهء مباحث تعادل و ترجيح نمىتوان به ميان آورد ، چرا كه طبق معناى مذكور سخن در اين مباحث از عوارض سنت است كه يكى از ادلّهء اربعه است و دو مسئله مذكور داخل در مباحث اصولى خواهند بود .
* پس مراد از « الّا انّ البحث فى غير واحد من مسائلها . . . الخ » چيست ؟
بيان اشكال ديگرى است مبنى بر اينكه :
اگر موضوع علم اصول را در ادلّه اربعه منحصر كنيم ( چه با وصف دليليت و چه ذوات الادلّة ) لازم مىآيد برخى از مسائل اصولى ، از عنوان مسئلهء اصولى بودن خارج شده و طرح آنها در اصول استطرادى باشد .
* با ذكر مثال مطلب مذكور را تبيين كنيد ؟
بسيارى از مباحث اصولى همچون اطلاق و تقييد يا عموم و خصوص و يا اجمال و وضوح الفاظ و . . . وجود دارد كه اختصاص به ادله اربعه نداشته و از عوارض ذاتيّه آنها نمىباشند بلكه تعميم يافته و بر غير ادلهء اربعه نيز عارض مىشوند .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٥