( تأييد اشكال : )
و مؤيد اين مطلب ( كه سخن در بسيارى از مسائل علم اصول اختصاص به خصوص ادلهء اربعه ندارد ) ، تعريف ( علم ) اصول است به اينكه :
علم اصول عبارت است از : علم به ( مطلق ) قواعد تهيه شده جهت استنباط احكام شرعيّه ، اگرچه بهتر است تعريف شود به اينكه : علم اصول عبارتست از :
صناعت و فنى كه به واسطهاش قواعدى كه ممكن است در طريق استنباط احكام واقع شده و يا در مقام عمل ، به آنها منتهى گردد ، شناخته مىشود ، بنا بر اينكه : مسئله حجت بودن ظنّ از باب حكم عقلى بوده و مسائل اصول عمليه در شبهات حكميه از اصول محسوب شوند ، همانطور كه چنين است ( كه مسائل اصول عمليه در شبهات حكميه از اصول مىباشند ) و ( از تعريف مزبور استفاده مىشود كه بحث در علم اصول تنها در اطراف ادله اربعه نيست بلكه هرآنچه در طريق استنباط احكام دخيل است مورد بحث است و لذا : ) وجهى ندارد ( كه گفته شود : ) به تناسب مقامات صحبت شده ، نه اينكه از مسائل علم اصول باشند ، ( پس تعريف مزبور مؤيد اشكال نامبرده است ) .
* * *
تشريح المسائل
* مقدمة بفرماييد ثبوتى كه در كلام شيخ آمده بر چند قسم است ؟
بر دو قسم : 1 - ثبوت واقعى و تكوينى . 2 - ثبوت تعبدى و تنزيلى .
* مراد از ثبوت واقعى و تكوينى چيست ؟
صرف الوجود و تحقّق خارجى قول ، فعل و تقرير امام عليه السّلام است ، به سبب خبر واحد بدين معنا كه :
تا راوى گفت : قال الامام عليه السّلام كذا و كذا ، سنت حقيقتا در خارج محقّق شود و خبر راوى علت تامّهء وقوع سنت مصطلح گردد .
* مراد از ثبوت تعبّدى و تنزيلى چيست ؟
اثبات جواز تعبد و مشروعيت عمل به قول و فعل و تقريرى است كه بواسطهء خبر واحد محقق شده است و به عبارت ديگر اينكه :
چنين امرى واقع شده ، حجت است ، وجوب عمل دارد و بايد متابعت شود .