تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
پس از التزام به ادله ، تقسيم مزبور را بدين صورت توجيه مىكنند كه : اين تقسيم‌بندى به لحاظ معناى مستعمل فيه است ، نه به لحاظ خصوص معناى صحيح بلكه مىتوان به لحاظ معناى مجازى هم تقسيم نمود . به عبارت ديگر : 1 - صحت تقسيم و استعمال مقسم در اعم از حقيقت و مجاز قابل قبول . 2 - در صحت اين استعمال از اصالة الحقيقة استفاده كرديد قبول . اما : اين اصول عقلائيّه در شك در مرادات متكلمين جارى مىشود ، نه در شك در اصل وضع ، و حال آنكه بحث ما در اصل وضع است و نه مراد متكلم . * چهارمين دليل اعمىها در اثبات مدعايشان چيست ؟ استناد به موارد استعمال الفاظ عبادات در روايات است ، بدين معنا كه : 1 - در بسيارى از اخبار الفاظ عبادات در فاسد استعمال شده‌اند . 2 - ظاهر استعمالات مزبور اينست كه به نحو حقيقت استعمال شده‌اند . پس : الفاظ عبادات براى اعم از صحيح فاسد و باطل استعمال شده‌اند . به عبارت ديگر : 1 - كلمهء ( صلاة ) و مانند آن در روايات ، در عبادات فاسد و باطل استعمال شده‌اند . 2 - اصل در استعمال حقيقت است . پس : لفظ صلاة در نماز فاسد هم حقيقت است . * دليلشان بر صغراى استدلال چيست ؟ دو نمونه از روايات است . * روايت اول چيست ؟ در روايت اول و در رواياتى مثل روايت اول آمده است كه : 1 - اسلام بر پنج پايه استوار شده است ، نماز ، زكات ، صوم ، حج ، و ولايت . 2 - آن ميزان كه به مسألهء ولايت اهتمام شده به بقيهء موارد نشده است . 3 - اهل سنت چهار ركن نماز ، زكات ، صوم و حج را گرفته و ولايت را رها كرده . پس : نماز ، روزه ، حج و زكات اهل سنت در صورتى كه بدون ولايت از دنيا بروند قابل قبول نيست . * مبناى استدلال فوق چيست ؟