تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
است و لفظ ( صلاة ) اسم اركان مىباشد و براى مجموعه اركان وضع شده است ؟ و صدق الاسم نفيا و اثباتا دائر مدار بود و نبود اركان مىباشد . * رأى جناب آخوند راجع به وجه مذكور چيست ؟ مىفرمايد : اين تصوير از قدر جامع داراى دو اشكال عمده است : 1 - نه اين سخن شما درست است كه گفتيد اركان خمسه تنها در مقام تسميه معتبرند به نحوى كه با انتفاء برخيشان حقيقت منتفى است و نه اين كلامتان قابل قبول است كه گفتيد ساير اجزاء و شرائط صرفا در مقام امتثال و اتيان لازم بوده و در مأمور به معتبرند و با انتفائشان حقيقت و مسمّى موجود است . و دليل ما بر اين مدعى اينست كه : گاهى اخلال به برخى از اركان مزبور از جهت تنقيص و يا ازدياد صدمه‌اى به صدق اسم نماز نمىزند و ماهيت نماز همچنان محقق است . فى المثل : شما تمام اجزاء و شرائط نماز را مىآوريد و لكن ركوع را ترك مىكنيد باز هم به فعل شما صلاة اطلاق مىشود ، لكن صلاة فاسد . و يا فى المثل : اگر شما هيچ‌يك از اجزاء نماز را مراعات نكنيد و تنها به انجام اركان خمسه اكتفاء كنيد ، نه خود و نه ديگرى حتى اعمىها همچنين فعلى را صلاة نخوانند . نتيجه اينكه : نمىتوان حقيقت نماز و مسمّى به صلاة را وجودا و عدما دائر مدار خصوص اركان مزبور دانست . به عبارة ديگر : اين تصوير ، نه جامع افراد است كه هرجا اركان بود صدق الاسم باشد و نه مانع اغيار است كه هرجا اركان نبود صدق الاسم نباشد بلكه به قول خود اعمىها در بسيارى از جاها با اينكه ركنى از اركان هم انجام نشده باز اسم صلاة بر فعل شما صادق است . فى المثل : اگر قيام متصل به ركوع ركن باشد درحالىكه اركان نماز پنج امر است و شما بعنوان نمازگزار تمام اجزاء و شرائط ركنى و غير ركنى را مراعات كنيد و تنها قيام متصل به ركوع را نياوريد و به يكى از اركان اخلال وارد كنيد ، باز هم بلاشك بر مبناى خودتان به اين فعلى كه انجام مىدهيد صلاة مىگوييد و حال آنكه فاقد برخى از اركان است .