* عرضى كه بدون واسطه بر معروض ( ذات ) عارض مىشود خود بر چند قسم است ؟
بر سه قسم :
1 - عرضى كه مساوى با معروض است . مثل : تعجب كه بر انسان حمل مىشود : الانسان متعجّب .
2 - عرضى كه اعم از معروض است . مثل : عروض حيوان كه جنس اعم است بر ناطق كه فصل مساوى است .
3 - عرضى كه اخص از معروض است . مثل : عروض ناطق كه فصل است بر حيوان كه جنس است .
* واسطه بر چند قسم است ؟
بر سه قسم : واسطهء در ثبوت ، واسطهء در اثبات ، واسطهء در عروض .
* واسطهء در ثبوت چيست ؟
همان علت وجود و تحقق و ثبوت عرض براى معروضش مىباشد ، مثل : آتش كه علت تحقق و ثبوت حرارت و گرمى براى آب است . و يا تابش آفتاب كه علت تحقق و ثبوت سياهى براى صورت است .
* واسطهء در اثبات چيست ؟
واسطه براى علم ما به چيز ديگرى است و به عبارت ديگر : علم به آن ، علت است براى علم به ثبوت عرض براى معروض . مثل :
1 - ديدن دود كه واسطهء علم ما به وجود آتش است .
2 - علم به حد وسط كه علت علم ما به نتيجهء قياس است . پس : وقتى گفته مىشود : العالم متغيّر و كلّ متغير حادث پس فالعالم حادث علم به تغيير عالم واسطه و علت علم و آگاهى ما بر اثبات وحدت عالم است كه نتيجهء قياس است .
* واسطهء در عروض چيست ؟
اينست كه : عرض حقيقتا قائم به آن واسطه باشد ، لكن مجازا آن را به ذى الواسطه نسبت مىدهند . مثل :
1 - نسبت دادن حركت به جالس در كشتى ، كه حركت از آن كشتى است و لكن مجازا آن را به جالس در آن نسبت مىدهند .
2 - نسبت دادن جريان به ميزاب ، كه جريان داشتن در حقيقت از آن آب است و لكن مجازا
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢١