مسائل علماند مفهوما متغاير و متبايناند . و لكن مصداقا و در خارج اتحاد داشته ، يكى هستند .
چرا كه كلمه بدون يكى از مسائل تحققى نخواهد داشت .
* اگر موضوع مسئله با موضوع علم تغاير خارجى داشته باشد چه مىشود ؟
مستلزم اين مىشود كه موضوع مسئله از عوارض ذاتيهء موضوع علم نباشد و در نتيجه بحث از آن بحث از عوارض ذاتيه نباشد ، و حال آنكه در تعريف موضوع علم گفته شد : « ما يبحث فيه عن عوارضه الذّاتيّة » .
* مبادى هر علمى بر چند دسته است ؟
دو دسته : تصورى ، تصديقى .
* مراد از مبادى تصورى چيست ؟
تعريفاتى است كه در يك علم صورت مىپذيرد ، مثل : تعريف موضوع علم ، تعريف موضوع مسائل علم ، تعريف محمولات مسائل و هكذا . . .
* چرا اين تعاريف را مبادى تصورى مىنامند ؟
زيرا سبب شناخت و تصور موضوع و يا محمول و يا . . . مىشوند .
* مراد از مبادى تصديقى چيست ؟
مجموعهء استدلالها و صغريات و كبريات هر مسئله است .
* چرا قضايا و تصديقاتى كه مسائل يك علم بر آنها متوقف است را مبادى تصديقى مىنامند ؟
چون موجب تصديق محمول براى موضوع مىشوند .
* علاوه بر مبادى مزبور چه مبادى ديگرى براى علم اصول فقه ذكر نمودهاند ؟
1 - مبادى منطقى . يعنى مباحثى مثل : جزئى و كلى ، جنس و فصل ، قضيهء شرطيه و . . .
2 - مبادى لغوى . يعنى مسائلى مثل : حقيقت و مجاز ، مشترك و منقول ، علائم اين مسائل و . . .
3 - مبادى حكمى . يعنى : مسائلى كه از ماهيت حكم و اقسام و احوالات حكم بحث مىكند .
* پس مراد از « هو الذى يبحث فيه . . . » چيست ؟
تعريفى است كه جناب آخوند به عنوان يك جملهء معترضه در ميان بحث آورد و حال آنكه هدف و غرض اصلى او پاسخ دادن به رابطهء موضوع با موضوعات مسائل بود .
* مراد از « و المسائل عبارة عن جملة من قضايا مشتّة جمعها . . . » چيست ؟
تعريف مسائل علم است مبنى بر اينكه :
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٤