ترجمه
مقدمه اوّل : ( تعريف و تشخيص موضوع علم )
موضوع هر علمى ( درحالىكه آن چيزى است كه در آن علم از عوارض ذاتيهء آن بحث مىشود ، يعنى عوارضى كه بدون واسطهء در عروض بر ذاتى عارض مىشوند ) ، عينا ( يعنى در خارج ) همان موضوعات مسائل آن علم است و امرى است كه ( مصداقا و ) در خارج با موضوعات مسائل متحد ( و يكى ) است ، اگرچه مفهوما همچون تغاير كلى با مصاديقش و يا كلى طبيعى با افرادش با آنها متغاير است .
( مسائل علم و تعريف آن : )
مسائل هر علمى عبارت است از :
مجموع قضاياى پراكندهاى كه جامع آنها اشتراك ( و دخالتشان ) در غرضى است كه بخاطر آن ( غرض ) ، آن علم ( مورد نظر ) ، تدوين شده است .
و لذا : گاهى برخى از علوم در پارهاى از مسائل ( با يكديگر ) تداخل مىكنند ، مسائلى كه در تحقق يافتن دو غرض دخالت دارند ، و بخاطر هريك از اين دو غرض ، علمى مستقل و علىحده تدوين شده و در نتيجه از مسائل دو علم گرديدهاند .
( اشكال بر تعريف مذكور )
بنابراين ( مطلب كه وحدت علوم به وحدت غرض باشد ) تداخل دو علم ( با يكديگر ) در تمام مسائلشان ممكن است و آن در جايى است كه دو غرض متلازم بر برخى از قضايا به نحوى مترتب باشد كه انفكاك اين دو غرض از هم ممكن نباشد ( و لذا : وقتى امكان اشتراك دو علم در برخى از مسائلشان وجود دارد ، در تمام مسائلشان نيز وجود خواهد داشت ) .
( پاسخ )
در پاسخ گفته مىشود :
علاوه بر بعيد الوقوع بودن تداخل دو علم در تمام مسائل ، عادة نيز ( چنين تداخلى ) ممتنع است .