رنگين هويدا شده .
- شيرينى چهرهء زيبا و نورانيش - كه عطش ديدار را فرو مىنشاند - شيرينى عسل را رسوا كرده .
- زيباترين لالهها ، در گونه هايش شگفتهاند ، و بر صورتش گل ( آس ) سايه افكنده است .
- آن ملامتگر من در اين عشق به عذر خواهى برخاست و معذورم داشت و سخن چين و حرفگير از سخن خود برگشت ، و زبان تحسين گشود .
- آنگاه كه پيكر زيبايش ، با ناز و كرشمه ، دامن كشان مىخرامد ، شاخساران بر خود مىلرزند ، و از زيبائى و قامت خود شرم مىدارند .
- ستارهء مريخ در چهره اش ، و ماه چهارده شبه در وجودش مىدرخشد .
- يك نگاه او ، دل مرا در كمند اسارت و عشقش نگاهداشته ، و مدهوش كرده .
- مهر او ، چنانم در كمند گيسويش افكند ، كه شيران بيشه را به شگفت آورد ، كه با چونين طنابى ، چگونه صيد مىشوم .
تا اينكه به ابيات زير مىرسد :
- حيدر كرار ، در ميان همهء مردم - چه پا برهنگان و چه موزه داران - بهترين شخصيت است .
- شب ، آن چنان روز را نمىپوشاند ، كه مذهب منكرانش ، بر دل پرده مىگسترد .
- ديدهء كم نور و نابيناى شرك ، چگونه نور ديدهء دين را خواهد ديد ؟
- كافران را با تيغ خود به قتل رساند ، و آنها را از ديار آشنايان پاك كرد .
- نه فقط يك روز به بت « لات » نزديك نشد ، بلكه خداى را به تقوى و خلوص عبادت كرد ، و بدينگونه رشد يافت .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٧٧