تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
نويسنده و شاعر بود . ديوانى بنام « قلائد الجواهر » دارد و در « نسمة السحر » چنين آمده كه : يمن از آغاز تاريخ تا ولادت اين شاعر ، شاعرى تواناتر از او نديده . و از آثار نثرى او تقريظى است كه بر كتاب « سمط اللئالى » تأليف سيد ابو الحسن ( 1 ) اسمعيل پسر محمّد نگاشته است . از اشعار اوست : قامت و اندامى كه نيزه‌هاى بلند و باريك در پيش او شرم مىدارند ، و با قامت او ، قيامت عاشقان و شيفتگانش برپا مىشود ، آنجا كه چهره بگشايد و چشم اندازش نمايان شود . اين شاعر ، در سن جوانى ، در ماه صفر سال 1079 در صنعا درگذشت . پدرش و ديگران او را رثا گفته‌اند . صاحب « خلاصة الاثر » از او ياد كرده ، و درج 2 ص 30 كتاب خود او را ستوده و بسيارى از اشعارش را نقل كرده است . از آن جمله ابيات زير است : آن نخست بار كه بار سفر به اين جهان بستيم ، از هر جا كه آمديم ، به زودى بدانجا خواهيم شتافت . - مردم اين جهان ، به شتاب ، به دار بقا رهسپار گشته‌اند ، و ما هم بدنبال ايشان كوچ خواهيم كرد . - اين جهان منزلگه ما نيست ، منزلگاه راستين ما آخرت است . - تو كه ما را از گردش زمانه بر حذر مىدارى ، كاشكى كه گوش شنوا و خرد پذيرا داشتم . - آدمى در اين دنيا ، آرزوهاى طولانى در سر مىپروراند ، و حال آنكه مرگ به سراغ همين انسان آرزومند مىآيد . - دنيا انسان را از طاعت سازنده باز مىدارد ، و خدا هرگز از كردار
هامش
( 1 ) يكى از پيشوايان يمن و از شهر پيرا برخوردار بوده است . سال وفاتش 1079 و شرح حالش در خلاصة الاثر محبى ج 1 ص 416 آمده است .