مشركان فرو مىآورد .
- جوانمردى كه زايرانش ، در برابر شكوه و جلال حقيقى او ، درود و سلام نثار مىكنند .
- يا او داماد پيامبر است . و چقدر زيبا ريشهء اين دو ياور با هم گره خورده است .
- او پدر آن پاكانى است كه از همه برترند ، و اوراق و دفتر گويندگان به ستايش آنان آراسته است .
- به پايان راه هر فضيلتى كه بنگرى ، خواهى ديد كه سمند فضيلت او پيش از همه به آن رسيده و گوى سبقت برده است .
- من در ستايش چنين شخصيتى ، هيچ ابائى ندارم ، چرا كه هر چه گويم مبالغه و اغراق نخواهد بود .
- در روز غدير ، پيامبر او را به مسند ولايت نشاند ، و همه بر ولاى او گردن قبول و تسليم نهادند .
- اما دريغا كه پيامبر چشم فرو نبسته ، از آيين حق و راه عدالت گروهى روى برتافتند ، و فاصله گرفتند .
- چه زود آن همه ميثاق را فراموش كردند ، و پيمانها را به شتاب گسستند
- اينان در روز غدير شاهد بودند ، كه چگونه همه جا با نور و لاى او روشن گرديد ( 1 ) .
شرح حال شاعر
قاضى شرف الدين حسن پسر قاضى جمال الدين على پسر جابر پسر صلاح پسر احمد پسر ناحى پسر احمد پسر عمر پسر حنظل پسر مطهر پسر على هبلى ( 2 ) خولانى يمن صنعانى ، يكى از بزرگان و ادباى مشهور يمن بود . دانشمندى
هامش
( 1 ) اين قصيده در ج 1 « نسمة السحر فيمن تشيع و شعر » ضبط شده است .
( 2 ) بفتح هاء و باء خانواده اى بزرگ از خولان است .