مىزنند ، و مطالب پراكندهء علمى را ، آنچنان از خوان فضلش گرد مىآورند و جمع مىكنند ، كه مىتوان آن را « منتهى الجموع » خواند ، چندانكه فراتر از آن نتوان جمع كرد . مقام او بپايه اى است كه كسى تاكنون چنو در نشر علم و احياء موات دانش و در فراهم كردن اسباب و تحصيل مقدمات آن همت نگماشته است . با خط خود رسالاتى نوشته ، كه زبان قلم از بيان آن ناتوان است . در پايان عمر به علم طب اشتغال ورزيد ، و در درمان جان و تن با امر و نهى خود فرمانروايى پيدا كرد .
سپس آمدن و گرديدن او را در شهرها و رسيدنش به حضور پدرش بسال 1074 نقل مىكند و مىگويد : وفات او روز يكشنبه يازده روز مانده به آخر صفر سال 1076 بوده است ، پس از حدود 64 سال عمر آنگاه از اشعار او ، 221 بيت ذكر كرده كه از آن جمله ابيات زير است :
- اى ماه بشكافته كه گيسوانت چهره را پوشانده است ، بر عاشقانت رحم كن و پرده از رخ بگشاى .
نيز گفته است :
با وصل يا جدايى خود ما را بنواز ، چرا كه يأس و نوميدى يكى از دو راحت است ( مرگ و يأس ) آيا در آيين عشق ، ريختن خون حسين روا است ؟
و گفته است :
- در مردم روزگار و در زمانه كه بررسى كردم ، ديدم همواره آتش فضيلت در آنها خاموش است .
- روزگار ، سراسر فتنه هايى است كه در مىگذرد ، و دولت فرومايگان و خردهاى تباه را درهم مىريزد .
- دل مردم زمانه ، همچو سنگها سخت ، و كف دستشان همچون صخرههاى جامد خالى است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٧١