ايمان مردك را ببين به پيامبرش ، و نگاه كن كه حديث حضرتش را كه تكرار هم گشت تا چه حد به گوش مىگيرد و به كار مىبندد و آن را پاس مىدارد و مىپذيرد ! داورى و نظر دادن در اين كار معاويه را به دانشمندان منصف امت اسلامى وامىگذارم و به محققان و نويسندگان و مؤلفان درست رأى .
سعيد بن مسيب مىگويد : « اولين ( 1 ) حكم از احكام قضائى رسول خدا ( ص ) كه علنا نقص گشت توسط فلانشخص بود يعنى معاويه كه دربارهء زياد آن حكم را صادر كرد » .
ابن يحيى مىگويد : « نخستين حكم از احكام رسول خدا ( ص ) كه رد شد حكمى بود كه دربارهء زياد صادر گشت »
ابن بعجه مىگويد : اولين دردى كه عرب بدان مبتلا گشت قتل حسن - نوادهء پيامبر ( ص ) - بود و ادعاى خويشاوندى زياد » ( 2 )
حسن بصرى مىگويد : « معاويه چهار صفت داشت كه اگر يكى از آنها را بيش نداشت براى تبهكارى وى بس بود :
1 - چيره شدن بمدد سفيهان بر اين امت به طورى كه بدون مشورت با امت - كه باقيماندهء اصحاب و صاحبان فضيلت و افتخار را دربر داشت - بر حكومتشان مسلط گشت .
2 - پسرش را كه باده گسارى دائم الخمر بود و جامهء ابريشمين مىپوشيد و ساز مىزد به جانشينى خويش تعيين كرد .
3 - ادعاى خويشاوندى زياد را كرد در حالى كه پيامبر خدا ( ص ) مىفرمايد :
فرزند متعلق به بستر است و مرد زناكار را سنگ پاداش .
4 - كشتن حجر . « بدا به حال او كه حجر و يارانش را كشت » و عبارت اخير را دو بار تكرار مىكند . ( 3 )
هامش
( 1 ) اين اولين حكم پيامبر ( ص ) نبود كه نقض مىشد بلكه از اجتماع سقيفه همچنان احكام و دستوراتش نقض گشته و زير پا نهاده شد تا رسيد به اين خلافكارى معاويه .
( 2 ) تاريخ ابن عساكر 5 / 412 تاريخ الخلفا ، سيوطى 131 اوائل ، سيوطى 51 .
( 3 ) تاريخ ابن عساكر 2 / 381 تاريخ طبرى 6 / 157 الكامل ابن اثير 4 / 209 تاريخ ابن كثير 8 / 130 محاضرات راغب 2 / 214 النجوم الزاهره 1 / 141 .