به رسميت شناخت و شرعى شمرد و پشت سرش نماز جماعت خواند ؟ ! او كه قسم خورده بود تا اختلاف و جنگ داخلى برپاست ، با هيچكس بيعت ننمايد . چگونه و بموجب كدام كتاب آسمانى و كدام سنت سوگندش را زير پا نهاد و با عبد اللَّه بن زبير بيعت كرد و پس از آنكه سران خوارج همان دشمنان اسلام و از دين برگشتگان امثال نافع بن ازرق و عطية بن اسود و نجدة بن عامر با او بيعت كردند دست لرزانش را در دست عبد اللَّه بن زبير نهاد و او را خليفهء مسلمانان شناخت ! ؟ ( 1 )
كاش من و همكيشانم مىدانستيم مگر در شريعت اسلام جائى و مقامى براى غلبه و تسلط نظامى هست و اين اعتبارى دارد تا مسلمان در امر نمازش كه ستون دين است و برترين كار امت محمد ( ص ) بدان تكيه و استناد نمايد ؟ ! يا اقتدا در نماز جمعه و جماعت بر مدار تحقق بيعت و اجماع امت مىگردد و بر اين استوار است كه كشمكش امام با مخالفانش و آنان كه عليه وى سر بر داشتهاند از ميان برخيزد ؟ ! يا نه ، اين عذر و بهانهها - عذر و بهانههاى تراشيدهء پسر عمر ! - خواب و خيال است و پندارهاى بىاساس و دروغها كه بافته است ؟ ! نابخردى پسر عمر را باش كه مىپندارد امت اسلام حرفهاى چرند او را باور خواهد كرد و او را در ارتكاب جناياتش معذور خواهد شمرد غافل از اين كه عذر و بهانه هايش بدتر از گناهانى است كه مرتكب گشته ، و خود هر چند عذر و بهانه بتراشد و براى تبرئهء خويش تلاش نمايد مىداند كه بيهوده است و هيچ از سهمگينى جناياتش نمىكاهد .
اين مرد چنان كه ابن سعد و ابن حزم نوشتهاند ، در مكه پشت سر حجاج بن يوسف ثقفى نماز مىخوانده است . مىنويسند : « پسر عمر پشت سر حجاج و نجده ( 2 ) نماز مىخوانده است ( 3 ) » در حالى كه يكى از خوارج بوده است و ديگرى زشتكارترين موجود روى زمين . اين مطلب را ابو البركات نيز ذكر كرده است . ( 4 )
هامش
( 1 ) - سنن بيهقى 8 / 193 .
( 2 ) - نجدة بن عامر - عمير - يمانى از سران خوارج ، و عنصرى از دين بدر گشته ، پس از مرگ يزيد بن معاويه در يمامه قيام كرده به مكه آمد . گفتارهايش معروف است و پيروانش منقرض گشتهاند و خود در سال 70 هجرى مرده است : لسان الميزان 6 / 148 .
( 3 ) - طبقات ابن سعد 4 / 110 + المحلى ، ابن حزم 4 / 213 .
( 4 ) - بدائع الصنايع 1 / 156 .