تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
همانگونه كه ابو بكر و عمر - رضى اللَّه عنهما - انجام داده بودند . سعيد بن مسيب مىگويد : من آن را به گورشان تأويل نمودم كه در يك جا خواهد بود و گور عثمان به تنهائى جداگانه . » ( 1 ) ما سند اين روايت را به بحث و بررسى نمىكشيم ، زيرا نامعلوم و در هم ريخته و مبهم است و يك بار از قول ابو موسى اشعرى نقل مىشود - چنان كه ديديم - و ديگر بار از قول زيد بن ارقم و چنان كه بيهقى در « دلائل » ثبت كرده او است كه از خانه به در شده و سپس دربان پيامبر ( ص ) گشته است و سه ديگر چنان كه ابو داود ثبت كرده از قول بلال و او دربان است در آن داستان ، و ديگر جا و چنان كه احمد حنبل در « مسند » ثبت كرده ( 2 ) از زبان نافع بن عبد الحرث ، و او دربان است و ماجرا را روايت كرده براى ديگران ! آرى نه سندش را به اين علت مورد بررسى قرار مىدهيم و نه مىگوئيم به علت وجود بصريانى كه سابقه و دستى در جعل حديث و ساختن مطالب جنايتبار از قول پيامبر گرامى ( ص ) دارند « ضعيف » و سست است و نه از ميان رجال سندش انگشت بر سليمان بن بلال مىگذاريم و سخن ابن ابى شيبه را در باره اش پيش مىكشيم كه مىگويد : او كسى نيست كه بشود بر روايتش اعتماد كرد ( 3 ) . و نه آن را به خاطر « ابن ابى نمر » بىاساس مىخوانيم ، كسى كه نسائى و ابن جارود در باره اش مىگويند : او « قوى » نيست . و ابن حبان كه بسا خطا كرده است ، و ابن جارود كه يحيى بن سعيد از او روايت نمىكند ، و ساجى كه معتقد به قدر بوده است ( 4 ) . همچنين به علت وجود سعيد بن مسيب بر آن خرده نمىگيريم كسى كه شرح حالش را در جلد هشتم برخوانديم ، و نه در بارهء كسى كه آخر زنجيرهء راويان است يعنى ابو موسى اشعرى صحابى حرفى مىزنيم ، زيرا بعقيدهء آن جماعت همهء اصحاب عادل و راستروند ! و اگر
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى 5 / 250 و 251 ، كتاب مناقب + صحيح مسلم 7 / 118 و 119 ، كتاب مناقب . ( 2 ) - مسند احمد 3 / 408 . ( 3 ) - تهذيب التهذيب 4 / 176 . ( 4 ) - تهذيب 4 / 338 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 173 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)