همان حرف را در جوابش به او زدند : زبير آمد ، كوفيان و بصريان به او گفتند : ما به يارى دوستانمان برخاستهايم و از كشته شدن آنان و اين كه صدمه اى بنا حق به آنان زده شود بطور دسته جمعى جلوگيرى ميكنيم . پنداشتى آنها تبانى و همداستانى كرده بودند . به همين جهت على به آنان گفت : شما اهالى كوفه و شما اهالى بصره از كجا فهميديد كه مصريان بر چه دست يافتهاند كه پس از طى چند منزل راهتان را كج كرده به طرف ما آمديد ؟ به خدا اين كارى است كه توطئه آن را در مدينه چيدهايد .
گفتند : هر جور ميخواهيد حساب كنيد . ما احتياجى نداريم كه اين مرد از حكومتمان كناره گيرى كند - و او در آنهنگام امامت نمازشان را داشت و آنها پشت سرش نماز مىخواندند . . . و هيچكس را از سخن گفتن باز نميداشتند ، ولى گروههائى در مدينه بودند كه نميگذاشتند مردم انجمن كنند . . . » ( 1 )
امينى گويد اين روايت تاريخى ميگويد : واحدهائى كه از مصر و بصره و كوفه رهسپار مدينه شده بودند توسط فرماندهان سپاهى كه در « احجار الزيت » در مدينه آماده شده بود و تحت فرمان على عليه السلام و طلحه و زبير قرار داشت برگردانده شده است ، و اين سه نفر بر سرشان فرياد كشيده آنها را طرد و رد كرده و دربارهء آنها كه در ميانشان جمعى از مجاهدان بدر و اصحاب عادل و راسترو پيامبر ( ص ) وجود داشتهاند حديثى از رسولخدا ( ص ) بر خواندهاند كه در آن مورد لعنت قرار گرفتهاند ، و آن واحدهاى مسلح كه از استانها آمده بودند نتوانستند به مدينه در آيند . اين است آنچه روايت مذكور حكايت مينمايد . در حالى كه ديديم مورخان متفقا ميگويند آنان به مدينه در آمدهاند و خانهء عثمان را محاصره كردهاند و اين نخستين محاصرهء خانهء عثمان بوده است كه تقريبا چهل روز به طول انجاميده و مردم مدينه در اين محاصره شركت جستهاند .
در جريان همين محاصره بود كه عثمان مجبور مىشود بدنبال امير المؤمنين على عليه السلام بفرستد و او ميان آنان واسطه مىشود و كار به توبهء عثمان بر سر منبر ميكشد و توبه نامه و تعهد نامه اى كه به شهرستانها ارسال ميدارد . به اين ترتيب تودههاى انقلابى و ناراضى پس از اين كه على ( ع ) و محمد بن مسلمه انجام تعهدات عثمان را در برابر مردم تضمين
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 103 .