بر زبان دارند تعقيب كرده آنگاه كسانى را كه منشأ شايعات بودهاند پيدا نمائى و اعدام كنى .
عبد اللَّه بن سعد گفت : از مردم پس از آنكه حقوقشان را دادى و ادا نمودى وظائفى را كه به عهده دارند بخواه ، و اين بهتر از آن است كه آنان را بدون مؤاخذه دربارهء انجام وظائفشان بگذارى و رها كنى .
معاويه گفت : مرا به استاندارى گماشتى و من عده اى را به مشاغل دولتى گماشتهام كه از آنان جز خبر خوش و رضايت آميز نميرسد ؟ و اين دو نفر هم به اوضاع منطقهء خويش واردترند . عثمان پرسيد چه بايد كرد ؟ گفت : خوشرفتارى و حسن اداره .
عثمان از عمرو عاص نظر خواست . و او گفت : بعقيدهء من تو به آنها نرمش نشان داده اى و به آنها نرسيده اى و بيش از آنچه عمر با آنها نرمى مينمود نرمى نموده اى .
بنابر اين بايستى روش دو همكارت ( يعنى ابو بكر و عمر ) را پيش بگيرى ، يعنى در مورد خشونت ، خشونت بخرج دهى و در جاى نرمش نرمى نمائى . شدت و خشونت را بايستى در مورد كسانى به كار برى كه بدخواه مردمند و مىخواهند شر به پا كنند و نرمش را در مورد كسانى كه خير خواه و دلسوز مردمند ، ولى تو با همهء آنها به نرمى رفتار ميكنى .
در اين هنگام عثمان بنطق برخاسته پس از سپاس و ستايش گفت : پيشنهادات و راهنمائىهاى شما را شنيدم . هر كارى يك راهى دارد كه بآنطريق انجام مىشود . اين كارى كه از وقوع آن براى اين امت بيمناكيم بوقوع خواهد پيوست و راهى كه آن را چاره مىكند و مانع زيانرسانى آن مىشود نرمش و مدارا است البته جز در اجراى قوانين الهى ( يا قوانين كيفرى اسلام ) كه هيچيك از آنها را نميتوان ناقص و نادرست شمرد .
بنابر اين تنها چيزى كه ميتواند جلو آن را بگيرد نرمخوئى است و اين رويه را به خدا قسم ادامه خواهم داد و هيچكس نميتواند عليه من دليلى اقامه كند ، و خدا ميداند كه من از هيچ كار خيرى در حق مردم و خويشتن كوتاهى ننمودهام . به خدا سوگند چرخ آشوب و فتنه به گردش در خواهد آمد . بنابر اين خوشا به حال عثمان اگر بميرد و آتش فتنه را در نگيرد .
با مردم نرمخوئى و مدارا نمائيد و حقوقى را كه دارند بايشان بدهيد و ادا كنيد و براى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٦١