جعل كند ، و كار دروغگوئى و دروغسازيش كاملا آشكار است . ابو احمد حاكم ميگويد :
رواياتش بى اعتبار است . سهل بن عسكر ميگويد : از او بيست حديث نوشتيم و به على ابن مدينى عرضه داشتيم ، گفت : اينها همه دروغ است . نسائى ميگويد :
رواياتش متروك و دور ريختنى است و همه اش از زبان مالك و ديگران جعل شده است ( 1 ) .
اين روايت را « احمد حنبل » از طريق ضمرة بن ربيعهء دمشقى رملى نقل كرده است .
ساجى دربارهء « ضمرة » ميگويد : راستگوئى است كه روايات نادرست هم دارد . ضمره روايتى از ابن دينار از ابن عمر نقل كرده است كه احمد حنبل آن را نادرست دانسته و بشدت رد كرده و گفته : اگر كسى بگويد اين روايت دروغ مىباشد اشتباه نكرده است .
آن را « ترمذى » هم ثبت نموده و افزوده است : اين روايت را از « ضمره » نميتوان پذيرفت و به نظر حديث شناسان خطا است ( 2 ) .
25 - احمد حنبل روايتى ثبت كرده است از طريق محمد بن ابى بكر مقدمى بصرى از محمد بن عبد اللَّه انصارى بصرى از هلال بن حق بصرى از سعيد جريرى ( 3 ) بصرى از ثمامهء قشيرى . ميگويد : « من روزى كه عثمان - رضى اللَّه عنه - كشته شد در كنار خانهء عثمان بودم . از فراز خانه بر آمده به مردم گفت : آن دو رفيقان را ( 4 ) كه شما را عليه من شوراندهاند صدا بزنيد بيايند . آنها را صدا زدند تا نزد او آمدند . گفت : شما را به خدا قسم مىدهم آيا ميدانيد پيامبر خدا ( ص ) وقتى به مدينه آمد مسجد براى همه جا نداشت ، فرمود :
چه كسى حاضر است اين زمينها را از دارائى خودش بخرد و وقف مسجد مسلمانان
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : ميزان الاعتدال 1 / 210 - تذكرة الموضوعات ، مقدسى 90 - مجمع - الزوائد ، هيثمى 9 / 74 - تهذيب التهذيب 2 / 181 - اللئالى المصنوعة 1 / 8 ، 230 - خلاصة الكمال 60 - اسنى المطالب 216 .
( 2 ) رجوع كنيد به : تهذيب التهذيب 4 / 461 .
( 3 ) « جريرى » بضم جيم و فتح راء منسوب است به جرير بن عباد .
( 4 ) مقصودش طلحه و زبير است ، و در بسيارى از روايات دروغين با نام از آنها ياد شده است .