خونخواهى عثمان بر انگيخته و واداشتهاند و آن همسر پيامبر ( ص ) را چون كنيزى كه در موقع خريد ميكشند و به خانه مىبرند به ميدان جنگ كشيدهاند و به بصره در حالى كه همسران خويش را در خانه و مستور داشتهاند و بانوئى را كه پيامبر ( ص ) دستور داده در خانه بماند و پرده نشين باشد بيرون كشيده و نمايان ساختهاند ( 1 ) تا شوريده مگر گناهى را كه ميپنداشته در حق عثمان مرتكب گشته بزدايد و مشمول مغفرت نمايد ، و در اين راه به گناهى بزرگ آلوده گشته و حكم خدا را در مورد همسران پيامبر ( ص ) زير پا نهاده است ، اين حكم را كه « در خانهء خويش قرار گيريد و چون دورهء ديرينهء جاهليت مخراميد » ( 2 ) بجاى در خانه قرار گرفتن سوار شتر گشته و لشكركشى كرده و مستقيما در جنگ شركت جسته است و با مردان بيگانه معاشرت نموده و تعاليم قرآن را پشت گوش افكنده و حرمت همسرش را و پاسش را نداشته است .
دستوراتى را كه پيامبر ( ص ) به او دائر به پرهيز از جنگ « جمل » داده - و در جلد سوم بتفصيل آورديم - و از مخالفت با امير المؤمنين و جنگ با او بر حذر داشته - و پاره اى از آنها را در جلد اول و دوم و سوم و چهارم نوشتيم - زير پا نهاده است . همچنين به سفارشهائى كه حضرتش دربارهء جانشين پاكدامن و پاك طينت خويش نموده بىاعتنائى كرده است و چنان كه در روايت « معمر » خوانديم « عائشه دل و نظر خوشى با على ( ع ) نداشته است » يا چنان كه در روايت ديگرى ديديم عائشه حاضر نبود از على ( ع ) به خوبى ياد نمايد ( 3 ) اين روايت ، « صحيح » هم شمرده شده است و رجال سندش همگى « ثقه » و مورد اعتمادند . احمد حنبل آن را در « مسند » از طريق معمر از زهرى از عبيد اللَّه بن عتبه ثبت كرده است . عبيد اللَّه بن عتبه ميگويد : عائشه به من گفت : ابتداى ناخوشى پيامبر خدا ( ص ) در خانهء ميمونه - همسرش - بود . از همسرانش اجازه خواست در خانهء او پرستارى شود . اجازه دادند ، پس در حالى كه يكدستش را بر شانهء فضل بن
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به قسمتهاى گذشتهء همين جلد .
( 2 ) و قرن فى بيوتكن و لا تبرجن الجاهلية الاولى .
( 3 ) فتح البارى 2 / 123 .