به همسرى تو درآورده است با همان مهريه و رفتارى كه با رقيه داشتى . » ( 1 ) چنان كه در تاريخ ابن كثير هست ابن عساكر اين را روايت كرده است . ( 2 )
امينى گويد : چند صفحه پيش روشن نموديم كه محمد بن عثمان در نقل روايت اشتباه ميكرده و بر خلاف ميگفته و از پدرش روايات نامعلوم و نادرست نقل كرده است و پدرش « ثقه » و مورد اعتماد نبوده و رواياتش غير محفوظ بوده است و روايات جعلى نقل كرده و آنچه وى آورده قابل استناد و استدلال نيست . همچنين ديديم كه عبد الرحمن بن ابى زناد جزو كسانى كه حديث شناسان روايتش را حجت و قابل استناد ميدانند نيست و سست روايت و پريشانگو است و روايتش غير قابل استناد .
براى مزيد اطلاع ، و احاطهء كامل به ماهيت اين راويان به تفصيلاتى كه در جلد هشتم آمده مراجعه فرمائيد .
14 - ابن عدى روايتى به ثبت رسانده است از قول محمد بن داود بن دينار از احمد بن محمد بن حباب بصرى از عمرو بن فائد بصرى از موسى بن سيار بصرى از حسن بصرى از انس ، و انس ميگويد كه از پيامبر ( ص ) برايم نقل كردهاند كه « خداى تعالى شمشيرى دارد كه تا عثمان بن عفان زنده است در نيام خواهد بود ، و هنگامى كه كشته شود آن شمشير آخته خواهد گشت و تا روز قيامت در نيام نخواهد رفت » . ابن عساكر نيز آن را بطور « مسند » و با سندى كه همهء رجالش ذكر شدهاند ثبت كرده است .
سيوطى درباره آن مينويسد : « جعلى است . اشكال و عيبناكيش وجود عمرو بن فائد است و استاد حديثش نيز دروغساز است . ) ( 3 )
عجيب است كه سيوطى در اينجا روايت را جعلى و راوى آن را دروغساز ميداند اما همين را در « تاريخ الخلفا » در فصل شمارش فضائل و محاسن عثمان مىآورد و فقط مىگويد : اين را تنها عمرو بن فائد روايت كرده است و او روايات نامعلوم
هامش
( 1 ) . 1 / 53 .
( 2 ) تاريخ ابن كثير 7 / 211 .
( 3 ) لئالى 1 / 316 .