و غير معروف . حاكم نيشابورى و ابو نعيم ميگويند : از مالك و ديگران روايات جعلى نقل كرده است ( 1 ) . ابن حبان مىگويد : از اشخاص مورد اعتماد روايات وارونه نقل مىكند .
به رواياتش نميتوان استناد و استدلال فقهى كرد ( 2 ) . سندى در شرح سنن ابن ماجه دربارهء حديثى كه خواهد آمد ميگويد : سندش « ضعيف » و سست است ، در آن نام عثمان بن خالد وجود دارد كه باتفاق حديثدانان « ضعيف » است .
كمى پيشتر سخنان قاطع و تعيين كننده اى در خصوص شرم و حياى عثمان گفتيم و از روى آن مىفهميم كه اين روايت گرچه سندش صحيح باشد باطل است تا چه رسد به اين كه سندش از متنش سستتر و واهىتر باشد .
5 - ابو نعيم از طريق هشيم - ابو نصر تمار - از كوثر بن حكيم - از نافع از ابن عمر روايت مىكند كه پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « پر شرمترين فرد امتم عثمان بن عفان است ( 3 ) . »
امينى گويد : اگر عثمان - كه كارها و ترك وظائفش را ديديم و مقدار بهره اش را از شرم و حيا سنجيديم - پر شرمترين فرد امت اسلامى باشد بايد در حياى اين امت و ميزانش به حيرت بود . اگر اين روايات واهى و ساختگى درست بود بايد فاتحهء اين امت را مىخوانديم . آرى ، اينها بى اساس است و عثمان هرگز پر شرمترين فرد امت عظيم اسلامى نيست ، و پيامبر ارجمند سخن نسنجيده نميگويد و در تجليل مبالغه نمىنمايد و راه گزاف نمىپيمايد . سند اين روايت ، سست و پوشالى است زيرا كوثر بن حكيم در آن وجود دارد كه ابو زرعه مىگويد : « ضعيف » است . يحيى بن معين ميگويد : بى اعتبار است . احمد بن حنبل مىگويد : احاديث او مشتى حرف باطل و بى اعتبار است . دارقطنى و ديگران مىگويند : مجهول و ناشناخته است . ابو طالب مىگويد : از احمد حنبل دربارهء او پرسيديم گفت : او از خانواده روائى ما نيست . وى چون از كسى نقل حديث نميكرد مىگفت : او از خانواده روائى ما نيست و روايتش متروك و مطرود است . و نيز
هامش
( 1 ) همين روايت كه از مالك نقل كرده از همان جعليات است .
( 2 ) تهذيب التهذيب 7 / 114 .
( 3 ) حلية الاولياء 1 / 56 .