عامى و بى تحقيق را فريفتهاند ، لكن قلم موشكاف محقق پردهء تزويرشان دريده و به جمهور حقيقت پژوهان بر نموده كه چه توطئههاى ننگين بر ضد واقعيات تاريخى صورت گرفته و چه فريبكاريها گشته است تا از جنايات و رسوائيهاى پاره اى از حكام و دستيارانشان دفاع شده باشد چنان دفاعى كه عمرو عاص بهنگام شكست و غلتيدن به خاك آوردگاه براى حفظ جان خويش كرد . !
بدينسان فضائلى تعبيه گشته بر اساسى پوسيده و تار و پود بنايش گسيخته .
اينك بيائيد به تماشاى صفحه اى از كتاب « فتوحات الاسلاميه » تأليف مفتى مكه آقاى احمد زينى دحلان كه در شرح زندگى خلفاى چهارگانه نوشته است و زير عنوان « شرحى دربارهء حسن رفتار و ميانه روى مولاىمان عثمان در زندگانى دنيا » مينويسد :
« عثمان - رضى اللَّه عنه - در زندگى دنيا زاهد و پارسا بود و شيفتهء آخرت . در ادارهء خزانهء عمومى درستكار و عدالت پيشه بود . ( 1 ) و براى خويش هيچ از آن بر نميگرفت . ( 2 )
زيرا توانگر بود و توانگرى و بىنيازيش در دورهء زندگى پيامبر ( ص ) و نيز پس از آن معروف است . بسيار بذل و بخشش ميكرد آن هم در نهايت بزرگوارى و گشاده روئى ، و به دور و نزديك مىبخشيد و ميان خويشاوند و غير خويشاوند فرق نميگذاشت . ( 3 )
خدا در حق وى اين آيات را فرو فرستاده است : كسانى كه دارائيشان را در راه خدا انفاق ميكنند و بعد از پى انفاق هيچ منتى ننهاده يا آزارى نميرسانند پاداششان نزد پروردگارشان خواهد بود و نه ترسى درباره شان هست و نه بايد اندوهگين شوند . ( 4 ) آيا كسى كه سراسر شب را به دعا و نماز و سجده بسر ميآرد و از آخرت بيمناك است و رحمت
هامش
( 1 ) پس چرا اصحاب متفقا بر او شوريده بودند ؟ و چرا آن زاهد پارساى راسترو را كشتند ؟ ! .
( 2 ) رجوع كنيد به : جلد هشتم .
( 3 ) باستثناى كسانى كه از خاندان بنى هاشم بودند و عشقشان را در دل مىپروراندند مانند ابوذر و عمار و ابن مسعود .
( 4 ) در جلد هشتم نادرستى اين نسبت را كه بفرمودهء الهى داده شده ثابت كرديم .