تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
و وليد بن عقبه ، و سعيد بن عاص ، و تبهكاران ديگرى را كه همگى مستحق كيفر بودند و بارها واجب شد كه احكام كيفرى اسلام در موردشان اجرا شود واگذشت و حتى سعى ميكرد دلشان را بدست آورد و از خزانهء مسلمين به آنها مىبخشيد و از آنها دفاع ميكرد و آنها را بر جان و مال مردم مسلَّط مينمود و به مقام فرماندهى سپاه و استاندارى ميگماشت ؟ ! آرى او همهء كيفرها و تأديبها را گذاشته بود براى مردان صالح و نيكو كار و خير خواه و اصلاح طلبى مثل عمار ياسر و ابو ذر غفارى و ابن مسعود و يارانشان . هر گاه در اعمال و رفتار عثمان دقت كنيم در مىيابيم كه براى هيچيك از مردان بزرگ و صالح و خير خواه ملت اسلامى ارزش و احترامى قائل نبوده است ، حتى بارها نسبت به امير المؤمنين على ( ع ) جسارت روا داشته است ، و ديديم كه به مولاى متقيان ميگويد : تو بيش از او مستحق تبعيدى يا ميگويد : هيچ گردنكشى نيست كه تو را نردبان و وسيلهء مخالفت نساخته و تو را پشت و پناه خويش ننموده باشد . و مقصودش از گردنكشان ابوذر و عمار و امثال ايشان است ، و امام ( ع ) را وسيله و همدست و پشت و پناه گردنكشان ميشمارد . و اين بهتانى عظيم و نابخشودنى است در حق امام و مولاى مؤمنان و اصحاب عظيم الشأنى چون ابوذر و عمار . گوئى هيچگاه مصاحب پيامبر اكرم ( ص ) نبوده و هرگز سخنان آن حضرت را كه بارها در حق على ( ع ) فرموده نشنيده است ، آن تمجيدها و تقديرها را كه در حضور اصحابش يا در انجمن و اجتماع آنان و در حوادث و جنگهاى گوناگون بر زبان مباركش جارى ساخته است . يا پندارى ، فداكاريهاى آن قهرمان دلير را در سختترين و تاريكترين موقعيتهاى حسّاس اسلام به چشم نديده و نديده كه وقتى همهء ياران پيامبر ( ص ) از برابر دشمن گريخته اند