حاكم نيشابورى و ابن نجار و ابن عساكر و طبرانى با عباراتى مشابه روايت كردهاند . و جمعى كثير از حديثدانان و اساتيد فن حديث آن را آوردهاند ( 1 ) .
13 - از حذيفه « صحابى معروف پيامبر ( ص ) روايت شده كه ( از او پرسيدند : حالا كه عثمان كشته شده چكار كنيم ؟ جواب داد : با عمار باشيد .
گفتند : عمار از على ( عليه السّلام ) جدا نميشود . گفت : حسد بيش از هر چيز انسان را نابود ميسازد ، و حقيقت اين است كه نزديكى عمار با على سبب مىشود كه شما از عمار دورى كنيد . در حالى كه به خدا قسم على آنقدر بر عمار برترى دارد كه ابر از خاك فاصله دارد ، عمّار از نيكان است ) ( 2 )
14 - عبد اللَّه بن جفعر ( طيار ) ميگويد : « كسى را نديدهام كه مثل عمار ياسر و محمد بن ابى بكر دوست نداشته باشد كه حتى يك لحظه در برابر خدا نافرمانى نمايد و به قدر يك مو از راه حق انحراف پيدا كند » ( 3 )
15 - ابشيهى در كتاب ( مستطرف ) از پيامبر ( ص ) روايت مىكند : « در جنگ احد جبرئيل به خدمت پيامبر ( ص ) فرود آمد ( و دربارهء يارانش مىپرسيد ) ، تا رسيد به اين سؤال : اين كه در برابرت از تو دفاع و پاسدارى مىكند كيست ؟
فرمود : عمار ياسر است . گفت : او را به بهشت مژده بده ! آتش بر عمار حرام گشته است » ( 4 )
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به : مسند احمد حنبل 4 / 89 - مستدرك حاكم 3 / 390 و 391 - تاريخ الخطيب 1 / 152 - استيعاب 2 / 435 - اسد الغابه 4 / 45 - طرح التثريب 1 / 88 - تاريخ ابن كثير 7 / 311 - اصابه 2 / 512 - كنز العمال 6 / 185 و 7 / 71 و 75 .
( 2 ) ابن عساكر روايت كرده است : كنز العمال 7 / 73 .
( 3 ) طبرانى روايت كرده است : مجمع الزوائد 9 / 292 .
( 4 ) . 1 / 166 .