4 - بلاذرى مينويسد : عثمان از كنار قبر نوى گذشت ، پرسيد قبر كيست ؟ گفتند : مزار عبد اللَّه بن مسعود از دست عمار عصبانى شد كه چرا مرگ او را پنهان نگهداشته ، چون عمار عهده دار نماز بر جنازهء ابن مسعود و دفن او بود . در اين هنگام عمار را چندان با لگد زد كه دچار فتق شد . » ( 1 )
ابن ابى الحديد همين را از قول شريف مرتضى نقل كرده بدون اين كه در صحت آن خدشه اى نمايد . ( 2 )
عبارت « يعقوبى » اينطور است : ابن مسعود در گذشت . عمار ياسر بر او نماز گزارد . عثمان نبود . عمار از او پنهان كرد . وقتى كار تمام شد عثمان قبر را ديده پرسيد : اين قبر كيست ؟ گفتند : مزار عبد اللَّه بن مسعود .
گفت : چطور قبل از اين كه به من خبر بدهيد دفنش كرديد ؟ گفتند : وصى او عمار ياسر است و گفته كه وصيت كرده كه به تو خبر ندهند .
ديرى نگذشت كه « مقداد » ( 3 ) در گذشت و بموجب وصيتى كه كرده بود عمار بر او نماز گزارد و در اين كار از عثمان اجازه نگرفت . پس عثمان بشدت از عمار خشمگين گشت و گفت : بدا به حال پسر كنيز سياه ( يعنى عمار ياسر ) . من او را خوب ميشناسم ؟ ( 4 )
در « طبقات » ابن سعد آمده : « كسى كه عمار ياسر را كشت عقبة بن عامر بود و هم او است كه بدستور عثمان بن عفان وى را كتك زده » ( 5 )
هامش
( 1 ) انساب الاشراف 5 / 49 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه 1 / 239 .
( 3 ) مورخان متفقند كه در سال 33 در گذشته و مرگ ابن مسعود يكسال يا اندكى بيش و كم پيش از وى بوده است .
( 4 ) تاريخ يعقوبى 2 / 147 .
( 5 ) . 3 / 185 چاپ لندن .