تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
ميتوان گفت كه اينها همه بىاساس و دروغ و ساختگى است ، و عثمان از آنها خبر نداشته است ، و خود را خوب ميشناخته و چنان كه قرآن ميفرمايد : انسان هر چند عذر و بهانه آورد باز خويشتن را به خوبى ميشناسد و از كردارش آگاه است .

اشعارى در تأييد آنچه گذشت :

بلاذرى اين شعر را از « ابو منقذ » ( 1 ) - كه در جنگ جمل در سپاه امير المؤمنين بوده - آورده است : ديده اى گريان باد كه بر عثمان بگريد بر عثمان كه صفحات قرآن را پراكند و در حالى كه قانون اسلام را رها كرده و خواست خويش را به كار مىبست ، و جنگى خونين بميراث نهاد . بدرگاه خداى رحمان از دين و شيوهء نعثل و پسر ابو سفيان - اين دو مردك - بيزارى ميجويم اين ابيات به ابن غريرهء نهشلى و حباب بن يزيد مجاشعى نيز نسبت داده شده است . على بن غدير غنوى - يا بگفته اى اهاب بن همام مجاشعى - چنين سروده است : ترا بجان پدرت دروغ نگو ! حقيقت اين است كه از خير ( و عمل دينى ) جز اندكى نمانده است مردم را از دين بدر برده‌اند ، و عثمان شر مستمرى بر جاى نهاده است
هامش
( 1 ) اعورشنى بشر بن منقذ كه از عشيرهء بنى شن و ملقب به ابو منقذ بوده ، و مرزبانى شرح حالش را در معجم الشعراء آورده است .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 288 | جمعي از مترجمين / جلال الدين فارسي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)