تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
شرايطى كه به هيچ دستور و قانون و رويهء اسلامى پناه برده نميشد و هيچ رويه و كار زشت و غير اسلامى نبود كه يكديگر را از آن بر حذر دارند » ( 1 ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه وقتى به اين نامه ميرسد ميگويد : تأويل اين قسمت برايم دشوار است . زيرا شك نيست كه مردم مصر همان كسانى هستند كه عثمان را كشتند . بنابراين وقتى امير المؤمنين ( ع ) شهادت ميدهد و تصريح مينمايد كه آنها براى خدا و بهنگامى كه در روى زمين به فرمان و به قانونش عمل نميشد بخشم آمده‌اند در حقيقت اين مطلب را تصديق و تصريح كرده است كه عثمان به قانون خدا عمل نميكرده و در برابر خدا عصيان ميورزيده و به منكرات و رويهء غير اسلامى عمل مينموده است . آنگاه سخن امام را آنطور كه دلش خواسته تأويل كرده تأويلات پر تكلَّف ، ولى بديهى است كه چنين تأويلاتى نه بيان كنندهء حقيقت است و نه قابل استدلال و استناد . بگذار ابن ابى الحديد با تكلَّف و زحمت بسيار به تأويل اين فرمايش امام ( ع ) بپردازد ، اما با فرمايشات ديگرش چه خواهد كرد و با اظهار نظريات اصحاب پيامبر ( ص ) كه شبيه فرمايشات امير المؤمنين است و تعدادش به صدها ميرسد ؟ آيا امكان دارد كه همهء آنها را مثل اين فرمايش مولاى متقيان تأويل و تفسير بىمعنا و نامربوط كند ؟ ! 14 - هنگامى كه مردم شكايت عثمان را به آن حضرت برده و انتقادات خود را بيان داشتند نزد عثمان رفته چنين گفت : مردم در پى منند و اكنون از نزدشان ميآيم ، مردمى كه مرا سفير خويش نزد تو ساخته‌اند . به خدا نميدانم به تو چه بگويم . چيزى نميدانم ( از آنچه مربوط به ادارهء اسلامى جامعه است )
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى 6 / 55 - نهج البلاغه 2 / 63 - شرح ابن ابى الحديد 2 / 29 .