راه رسيده - چون و چرا نمىكنيم كه آن جا كه مىگويد : « شايد روز رستاخيز ميانجىگرى من براى او سودمند افتد » مىرساند كه او تا روز رستاخيز بايد چشم به راه بماند و آن هنگام نه صددرصد بلكه - چنان كه از واژهء « شايد ، » بر مىآيد - كم و بيش اميد اين هست كه او را به آبكينه بيافكنند و آن گاه آن جا كه مىگويد : « او را در دل آتشى سخت يافتم و به سوى آبكينه اى بيرونش فرستادم » آشكارا مىرساند كه پيش از به زبان آوردن اين سخن ميانجىگرى به سود وى پذيرفته گرديده و او را به آبكينه بردهاند .
از اينها گذشته ما در اين جا يك سخن داريم و آن اين كه برانگيختهء خدا ( ص ) به هنگام درگذشت ابو طالب ، ميانجىگرى خود به سود وى را بسته به آن دانست كه وى به يگانگى خدا گواهى دهد . زيرا پيامبر گفت : اى عمو ! بگو هيچ خدائى جز خداى يگانه نيست تا به يارى اين فراز در روز رستاخيز ميانجىگرىام را به سود تو روا بشمارم ( 1 ) و اين دستور تنها براى اين جا نيست و در همه جا ميانجىگرى به سود كسى بسته به اين است كه او گواهى به يگانگى خدا دهد و اين سخن را پشتوانهء بسيار از گزارشها هست كه پاره اى از آنها را حافظ منذرى در الترغيب و الترهيب ج 4 ص 150 تا 158 آورده است و از آن ميان گزارشى از زبان عبد اللَّه پسر عمر را بىزنجيرهء پيوسته آورده كه پيامبر گفت : مرا گفتند درخواستى بكن كه هر پيامبرى درخواست كرده و من درخواستم را گذاشتهام براى روز رستاخيز براى ( ميانجىگرى به سود ) شما براى آن كسان كه گواهى دهند هيچ خدائى جز خداى يگانه نيست . منذرى گويد :
اين گزارش را احمد با زنجيره اى درست بازگو كرده است .
و نيز اين گزارش ديگر از ابوذر - كه انجام زنجيرهء آن به پيامبر پيوسته
هامش
( 1 ) مستدرك حاكم 2 / 336 كه او و ذهبى - در تلخيص - جداگانه نيز داورى خود را به درست بودن آن آوردهاند ، تاريخ ابو الفدا 1 / 120 ، المواهب اللدنية 1 / 71 ، كشف الغمه از شعرانى 2 / 144 ، كنز العمال 7 / 128 ، شرح المواهب از زرقانى 1 / 291