گفت خداوند ، آوازه خوان و كسى را كه براى او آوازه بخوانند نفرين كرده است .
و محاسبى در رسالة الانشاء گويد آوازه خوانى مانند خوردن گوشت مرده حرام است .
و در كتاب التقريب آمده است : كار آوازه خوانى و شنيدن آن ناروا است
و نحاس گفته : اين كار - به دستور نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر - نابجا است
و قفال گفته : گواهى كسانى كه كارشان خوانندگى و دست افشانى و پايكوبى است پذيرفته نمىشود .
برگرديد به سنن بيهقى 10 / 224 ، نقد العلم و العلماء از ابن جوزى ص 242 تا 246 ، تفسير قرطبى 14 / 51 و 52 و 55 و 56 ، الدر المنثور 5 / 159 ، عمدة القارى از عينى 5 / 160 ، تفسير آلوسى 21 / 68 و 69
و در مفتاح السعادة 1 / 334 آمده : و به راستى گفته شده كه برخوردارى از خوانندگى و ساز زدن ، ناسپاسى و بيرون شدن از آئين خدا است
امينى گويد : شايد گويندهء سخن بالا پشتگرمىاش به گزارشى بوده كه ابو يعقوب نيشابورى از زبان ابو هريره آورده و بر بنياد آن ، پيامبر گفت : گوش دادن به بازى گرىها گناه است و نشستن در كنار آن ، بزهكارى و خوش داشتن آن ، ناسپاسى و بيرون شدن از مرز آئين نيل الاوطار 8 / 264
و ابراهيم پسر مسعود گفت : آوازه خوانى نادرست است و كار نادرست سرانجامش آتش . و هم گفت : آوازه خوانى به همان گونه دو روئى را در دل مىروياند كه آب سبزه را . و هم گفت : چون مردى بر چارپائى سوار شود و نام خدا بر زبان نراند اهريمنى در ترك او سوار شود و گويد : برايش آوازه بخوان و اگر نيكو از اين كار برنيايد گويد آن را آرزو كن .
و پسر عمر ( ض ) به گروهى گذشت كه جامهء ديدار از خانهء خدا بر تن داشتند و ميان ايشان مردى آواز مىخواند گفت هان ! خدا از شما نشنود . و به دختركى
الغدير ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١١٨