از پدرم دربارهء آوازه خوانى پرسش كردم و او گفت دو روئى را در دل مىروياند و مرا خوش نمىآيد سپس سخن مالك را ياد كرد كه : اين كار را تنها بزهكاران در ميان ما انجام مىدهند .
4 - و پيروان شافعى نيز كه شيوهء او را مىشناسند آشكارا ناروا بودن آن را باز نموده و بر كسانى كه روا بودن آن را از برداشتهاى وى شمردهاند تاختهاند - همچون قاضى ابو الطيب كه در نكوهش آوازه خوانى و جلوگيرى از آن ، نگارشى پرداخته و نيز طبرى و شيخ ابو اسحاق در تنبيه .
ابو الطيب طبرى گفته : دربارهء شنيدن آواز از زن نامحرم بايد گفت ياران شافعى آن را روا نمىدارند خواه زن آزاد باشد يا كنيز و هم گفته :
شافعى گويد : خداوند كنيز اگر مردم را براى شنيدن آواز او فراهم آرد بىخرد است و گواهى او پذيرفتنى نيست . سپس با درشتى و تندى بيشترى در اين باره سخن رانده و گفته كنيز هم هرزه است و از اين روى ، دارندهء آن را بىخرد شمرده كه وى مردم را به كار نادرست خوانده و هر كس مردم را به كار نادرست بخواند بىخرد است .
و ابن صلاح گفته چنين آوازه خوانىاى ناروا است و در اين باره همهء كسانى كه ميان مسلمانان به كار بستن گسيختهها و گشودن گرهها مىپردازند همداستاناند .
و طبرى گفته : دانشوران شهرها همداستاناند كه آوازه خوانى ناپسند است و بايد جلو آن را گرفت و از اين ميان تنها ابراهيم پسر سعد و عبيد اللَّه عنبرى راهى جدا در پيش گرفتهاند .
و قاسم پسر محمد را كسى از خوب و بد آوازه خوانى بپرسيد گفت تو را از آن باز مىدارم و برايت آن را نمىپسندم پرسنده گفت : آيا ناروا است ؟ گفت ببين برادر زادهام ! هرگاه خداى برتر از پندار ، درستى را از نادرستى جدا كند خداى پاك ، آوازه خوانى را در كدام يك از آن دو جرگه مىنهد ؟ و هم
الغدير ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١١٧