تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
و پيش از همهء اينها چه بايد كرد با آنچه بزرگان خودشان در علت يا بى براى مرگ بوبكر از زبان پسر عمر آورده‌اند كه گفت : علت مرگ بوبكر ، مرگ رسول خدا ( ص ) بود و پس از وى همچنان بدنش نزار مىشد تا مرد و هم گفت : علت مرگ او اندوه وى بود بر رسول خدا ( ص ) كه همچنان وى را مىگداخت تا بمرد و به گزارش قرمانى : همچنان جسمش مىكاهيد تا مرد . بنگريد به مستدرك حاكم 3 / 63 ، اسد الغابه 3 / 224 ، صفة الصفوة 1 / 100 الرياض النضرة 1 / 180 ، تاريخ الخميس ج 2 / 263 ، حيوة الحيوان از دميرى 1 / 49 الصواعق ص 53 ، تاريخ الخلفا از سيوطى ص 55 ، اخبار الدول از قرمانى كه در كنار الكامل چاپ شده 1 / 198 ، نزهة المجالس از صفورى 2 / 197 ، مصباح الظلام از جردانى 2 / 25 . گويا اين حديث به نظر قرطبى و حلبى نرسيده پس اگر اين را نيز در كنار سخن آن دو دربارهء دليرى بوبكر بنهيم او هم مثل عبد اللَّه بن انيس خواهد بود چرا كه هر دو از اندوه بر رسول خدا ( ص ) مردند با آنكه هيچكدام از آگاهان خبر نداده است كه كسى جز آن دو در اندوه مرگ رسول خدا ( ص ) مرده باشد و اين دليل بر ناتوان دلى آن دو است در روبرو شدن با مصيبتها و بر اين بنياد اگر آن دو را با ترازوى قرطبى بسنجيم آن دو بىچون و چرا ترسوترين اصحاب هستند - البته در صورتى كه اين ترازو چشمه اى داشته باشد ! - گذشته از اين گزافگوئىها در شجاعت خليفه و شجاعتر شمردن او از همهء اصحاب ، اين سخن هم هست كه به ابن مسعود بسته‌اند : اولين كسى كه با شمشير خود در مكه اسلام را آشكار كرد محمد ( ص ) بود و ابوبكر و زبير بن عوام ( ض ) ( 1 ) و هم اين سخن را كه به رسول خدا ( ص ) بسته‌اند : اگر ابوبكر صديق نبود اسلام مىرفت ( 2 ) امينى گويد : البته در برابر چشمها پرده كشيده بودند تا آن شمشيرى را كه
هامش
( 1 ) نزهة المجالس از صفورى 2 / 182 . ( 2 ) نور الابصار از شبلنجى ص 54 .