تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
بر نگردد تا خدا او را فاتح سازد و در عبارتى : به پشت بر نمىگردد . ( 1 ) ابن ابى الحديد معتزلى در قصيدهء علويهء منسوب به وى مىگويد : « هر چه را از ياد ببرم ، فراموش نمىكنم آن دو را كه پيش از وى بودند و گريختند با آن كه مىدانستند گريختن گناه است بيرق بزرگ را كه آنان برداشته بودند روپوشى از خوارى در بر گرفته بود جوانى تيز تك از پيروان موسى آن دو را راند كه قامت و شمشيرى بلند داشت و اسبى دراز گردن شمشير و نيزهء وى مرگ را به هر سوى مىپراكند و نيام شمشير و بند بند نيزه اش آتش مىافروخت آيا آن دويدن آن دو بود يا دويدن شتر مرغى كه از پر خوردن گياه بهارى ساقهايش سبز و زرد شده ؟ و آيا راستى آن دو - با آن كمدلى و ناتوانى - از مردان بودند يا از زنان ناخن رنگ كرده و چهره به ناز پرورده ؟ شما را معذور مىدارم كه مرگ را همه دشمن مىدارند و نگاهداشتن جان ، در جان هر كس دوست داشتنى است آنكس كه مرگ جوياى او است مزهء مرگ را ناخوش مىدارد پس چگونه او را از مرگ خوش آيد كه خود جوياى آن گردد . » آنچه ما را از اين موضوع آگاه مىكند داستان ترسيدن خليفه است
هامش
( 1 ) صحيح بخارى 6 : 191 صحيح مسلم 2 : 324 طبقات ابن سعد ص 618 ، شمارهء مسلسل 630 از چاپ مصر ، مسند احمد 1 : 284 ، 185 ، 353 ، 358 خصائص نسائى ص 4 - 8 سيرة ابن هشام 3 : 386 مستدرك حاكم 3 : 109 حلية الاولياء 2 : 62 ، اسد الغابه 4 : 21 ، الامتاع از مقريزى ص 314 ، تاريخ ابن كثير 4 : 185 - 187 تيسبر الوصول 3 : 227 ، الرياض النضرة 2 : 184 - 188 مدارك بسيارى هم هست كه انشاء اللَّه در جاى خود بيايد .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 58 | جمعي از مترجمين / اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)