تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة مقدمة 6

مساهمون:

صمقدمة ٦
الف : دربارهء بخشى از « الغدير » كه بازگو گر سروده هاست ، بايد بدانيم يك « سراينده » همچون ديگر هنروران ، بيش از آن چه « حقايق » بىچون و چرا را زير بنيادى براى فرآورده‌هاى مغزىاش گرداند از نيروى « تخيل و عواطف » يارى مىجويد پس راه او با يك « دانشمند » جداست و جا ندارد كه كسى بپرسد چرا فرازهائى از يك « حماسه » يا « غزل » يا « رثاء » يا . . . صد در صد با شالوده‌هاى دانش هماهنگ نيست ؟ نگارنده اى هم كه براى بررسى در « تاريخ ادبيات » به يادآورى آن مىپردازد - به جاى اين كه بخواهد همهء آن چه را مىآرد ، بايسته ى پذيرفتن و باور داشتن بشمارد - بر آن است كه برداشتها و نگرشهاى يك توده را بنمايد و بازگو كند تا دانسته شود كه چگونه آنها را در جامه هائى دلربا و با پيرايه هائى گرانبها نمايش داده‌اند ؟ كه اگر سروده‌ها و هنر سرايندگى را - در اين جلد از « الغدير » و در هر جاى ديگر - از ديدگاه ياد شده بنگريم و مرز ميان آنها و « واقعيتها » را بشناسيم نه در باور داشتن آنها به بيراهه مىافتيم و نه در خرده گيرى بر كسى كه آنها را بازگو كرده و گرد آورده است . ب : دربارهء گزارشهاى « الغدير » نيز از ياد نبريم كه چون بيشتر آنها از زبان سنيان بازگو شده در ديدهء ما ، چندان پذيرفتنى و درست نمىنمايد و خواست امينى نيز - از پشتوانه گرفتن آنها - تنها نشان دادن يك بام و دو هوائى بوده كه جاى جاى در نگاشته‌هاى ايشان سراغ كرده و گرنه خود او بسيار جاها ، بىارجى آن نگاشته‌ها و حتى بىارجى گزارشهائى را كه زير بنياد گفتگو مىگرداند باز نموده و آشكارا گفته است كه اينها ، براى كنار آمدن با سنيان دست آويز گرفته شده و خود به خود ارزشى ندارد ( 1 ) و من نيز در تك و توك از پانويسهايم ،
هامش
( 1 ) بنگريد به ص 46 - 45 در زير گزارشى از « كشمكش على و عباس بر سر فدك » و به ص 319 - 318 داورى او دربارهء گزارشى كه مىرساند ابو طالب تازه در دم مرگ به آئين مسلمانى در آمد .