خديجه نماز نكرد بلكه جنازهء ابوطالب را كه گذر مىدادند پيامبر ( ص ) و على و جعفر و حمزه نشسته بودند پس برخاستند و جنازهء او را تشييع كردند و براى او آمرزش خواستند گروهى گفتند ما نيز براى مردگان و نزديكان خويش كه بت پرست بودند آمرزش مىخواهيم زيرا مىپنداشتند كه ابوطالب هم در بت پرستى مرده نه اينكه ايمان خود را پنهان داشته باشد پس خداوند اين پندار را كه ابوطالب بت پرست بوده از ميان برد و پيامبر خود ( ص ) و آن سه تن نامبرده ( ع ) را از نسبت به خطا بر كنار داشت و فرمود نه پيامبر ( ص ) و نه مؤمنان را نمىرسد كه براى بت پرستان آمرزش بخواهند هر چند از خويشان ايشان باشند . پس اگر كسى ابوطالب را كافر بخواند پيامبر را در اين كار لغزش كار شمرده با اين كه خداى تعالى گفتهها و كردههاى او را از لغزش بر كنار شمرده الخ . . .
ابو الفرج اصفهانى به اسناد از محمد بن حميد آورده است كه گفت پدرم مرا حديث كرد كه ابو الجهم بن حذيفه را پرسيدند آيا پيامبر ( ص ) بر ابوطالب نماز گزارد گفت آن روز نماز كجا بود زيرا دستور اين گونه نماز پس از در گذشت وى رسيد البته رسول خدا ( ص ) بر او اندوهگين شد و على را بفرمود تا به كار او برخيزد و خود بر جنازه اش حاضر شد و عباس و بوبكر هم به مسلمانى او گواهى دادند من نيز راستى سخن آن دو را گواهى مىكنم چون او ايمان خود را پوشيده مىداشت و اگر تا ظهور پيروزى اسلام زندگىاش مىپائيد ايمان خود را آشكار مىكرد .
40 - از مقاتل گزارش كردهاند كه چون قريش ديدند كار پيامبر ( ص ) بالا گرفته گفتند نمىبينيم كه محمد جز بر خود بينى خويش بيافزايد و راستى را كه او جز مردى جادوگر يا ديوانه نيست پس با هم پيمان بستند كه چون ابوطالب ( ص ) بميرد همهء عشاير را براى كشتن او همداستان كنند ، اين گزارش به ابوطالب برسيد پس هاشميان و هم پيمانان ايشان از قريش را گرد آورد و سفارش پيامبر را به ايشان كرد و گفت هر چه اين برادر زادهام مىگويد پدران و دانشوران ما گزارش آن را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٦٥