از يكى از درهاى بهشت دوم بيرون شديم چون نزديك در رسيدم ترازوئى آوردند و مرا در يك كفهء آن و امتم را در كفهء ديگرش نهادند ، كفهء من بر همگان بچربيد ، سپس بوبكر را آوردند و او را در يك كفه و همهء امتم را در كفهء ديگرش نهادند ، كفهء بوبكر بچربيد سپس عمر را آوردند و او را در يك كفه و همهء امتم را در كفهء ديگرش نهادند كفهء عمر بچربيد . سپس ترازو را بسوى آسمان برداشتند . گزارش بالا را حكيم ترمذى هم در نوادر الاصول ص 288 آورده است .
اين هم از ميانجيان زنجيرهء گزارش :
1 - مطرح بن يزيد كوفى : دورى از ابن معين نقل كرده كه وى بىارزش است و ابو زرعه نيز حديث او را ضعيف مىشمرده و ابو حاتم گفته حديث وى استوار نيست و سست است حديثهائى از زبان ابن زحر - على بن يزيد - روايت كرده كه نمىدانم آفت خودش به آنها خورده يا آفت على بن يزيد و آجرى گويد : ابو داود گفته گمان بر آن است كه آفت از سوى على بن يزيد بوده و نسائى گويد حديث وى سست و خودش بىارزش است و ابن عدى گويد : گزارشهاى او از ابن زحر را شايستهء پرهيز مىدانند و نشانههاى سستى در گزارش وى آشكار است .
ميزان الاعتدال 3 / 174 تهذيب التهذيب 10 / 171
2 - عبيد اللَّه بن زحرا فريقى . چنانچه در ميزان آمده همه در سستى احاديث وى همداستانند . احمد احاديث وى را سست مىشمرده و ابن معين گفته او بىارزش است و همهء حديثهايش در ديدهء من ضعيف است و ابن مدينى گويد : حديثهاى او نكوهيده است و حاكم گفته حديثش نكوهيده است و ابن عدى گفته در حديثهاى وى به چيزهائى بر مىخوريم كه شايستهء پيروى نيست و ابو مسهر گفته صاحب هر حديث معضل ( 1 ) او است و دار قطنى گفته احاديثش سست است و ابن حبان گفته : وى گزارشهاى ساختگى از زبان بزرگان روايت مىكرده و چون به گزارش از زبان على بن يزيد مىپرداخته چيزها مىبافته كه بزرگترين گرفتارىها براى دين بشمار
هامش
( 1 ) م : حديثى را گويند كه نام دو تن يا بيشتر از ميانجيان زنجيرهء آن افتاده باشد .