همان راهنماى درستكار و پيروز است كه نامهء پيامآورى به نام او
سرانجام يافته
او خاتم و به پايان برنده است - و فاتح و گشاينده و فرمانروا نيز -
و ميانجى و گواهى كه از لغزشها چشم مىپوشد
او نخستين فروغها است بلكه برگزيدهء خداى توانا
و همان بوى خوشى كه پراكنده مىشود .
سرور دو جهان است و به راستى برترين نمونه از دو ثقل ( 1 )
و همان اندرزگوى و بيم دهندهء مردم از كيفر بدكارىها
اگر نبودى نه روزگار آفريده مىشد
و نه براى جهانيان ، پرستشگاهها و چراغها آشكار مىگرديد .
مادر اينان فاطمهء بتول است
- جگر گوشهء برانگيخته راهنما كه خداوند نگاهبان همه بر او ببخشوده -
با آنكه از ميان آدميان برخاسته به سيه چشم زنان بهشتى مىماند
و نامهء فرود آمده از آسمان گزارشگر شكوه و زيبائى او است
پدر پاكشان هم مرتضى جانشين پيامبر است
همان درفش راهنما و مشعل آشكار
و همان سرور كه ( نبأ عظيم ) گزارش سترك از آن او ( 2 )
و دوستى وى برنامه اى استوار است كه سوداگر راستىها سودها از آن
تواند برد .
سرپرستى است كه مردم در غدير خم دست فرمانبرى به او داده
هامش
( 1 ) ثقل بارگران و چيز سنگين را گويند و دو ثقل يكى نامهء آسمانى است و ديگرى خاندان پيامبر ، يا يكى آدمياناند و ديگرى پريان .
( 2 ) از چه مىپرسند ؟ از گزارش سترك بنگريد به سورهء 78 آيهء 1 و 2 - كه بر بنياد آنچه برخى از روشنگران گفتهاند ، گزارش سترك همان مهر على و فرمانبردارى از او است .