و هر گاه هاشمى از جهت شرافت و بزرگوارى بالا رود على عليه السلام عمو و يا دائى او باشد ،
نه اينكه جدا و تيم پسر مره و نه اينكه مادرش از نسل و دودمان نفيل ( جد عمر ) بوده باشد ،
و شكنند بتهائيكه هرگز براى آنان سجده نكرد و روى خوارى در برابر آنها به خاك نگذارد ،
‹ 80 › ولى بتها از ترس هيبت او سجده كردند وقتى كه بر شانه پيامبر بالا رفت براى شكستن آنها ،
اين فضيلت را از جهت شرافت به آن نرسيده مگر پدرش خليل الرحمن در زمان گذشته ،
وقتى بتها را شكست موقعى كه به آنها در پنهانى دست يافت و از ترس بشتاب فرار كرد ،
پس اين دو فعل ميان آن دو مشخص شد و مقايسه كن و به بين كه على عليه السلام شجاع و افضل است ،
و نگاه كن تا ببينى بهترين مردم را از جهت زادگاه كه در فعل پيروى كرد اولين پدران خود را ،
‹ 85 › و اوست گوينده و سخن او راست چنانستكه شكى نيست در آن براى آنكه گوش داده و تأمّل كند ،
قسم به خدا اگر براى من مسند گسترده شود در جائى كه بالا رفتن را منع و مرا آزاد گذارند ،
هر آينه در قوم موسى كليم حكم كنم بمقتضاى توراتشان حكميكه فصيح و قاطع خصومت باشد ،
و داورى كنم در قوم مسيح بمقتضاى انجيلشان و مستقيم كنم منحرف
الغدير ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٧٩