ديده و ميگويد : اين به خدا قسم همان تكلَّف و زورگوئى است ، و ميگويد : چه مىشود تو را اى پسر مادر عمر كه ندانى ( ابّا ) چيست ( 1 )
و چگونه : فرا ميگرفت از اين گروه بسيار از صحابه و استفتاء ميكرد ايشانرا در احكام و چطور از نادانى و جهل خود از واضح ترين مسائل دينى عذر ميخواست بقولش كه مرا معامله و دلالَّى در بازار مشغول و غافل كرده بود . ( 2 )
و چگونه : نميتوانست كه كلاله را بداند و آن را اقامه كند و متمكن نبود از آموختن صورتهاى ميراث جد و پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله ميفرمود : نميبينم او را كه بداند و نميبينم او را كه آن را اقامه كند و ميفرمود : بدرستيكه گمان ميكنم تو را كه بميرى پيش از آنكه آن را بياموزى . ( 3 )
و چگونه : مانند ابى بن كعب بر او خشونت ميكرد و او را غافل و سرگرم از آموختن قرآن ميديد بواسطه دلالَّى در بازار و فروش ريسمان و اسباب خورده . ( 4 )
و چگونه : امير المومنين على عليه السّلام او را جاهل بتأويل قرآن كريم ميديد و چطور و چطور تا صدها چگونه و چطور .
بلى برادران تسنن خوش دارند كه براى او فضائلى بتراشند و درباره او غلو كنند و در لوازم آن انديشه و تفكر نكردند و خيال
هامش
( 1 ) رجوع كن به ص 193 ج 11 .
( 2 ) رجوع كن به ص 316 ج 11 .
( 3 ) رجوع كن به 229 و 316 ج 11 .
( 4 ) رجوع كن به ص 316 ج 11 .