تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
شما آميزش كرد با زنش پس كسل شد و آبش نيامد غسل نكند ، پس گفت : ما در زمان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين كار را ميكرديم و در آن براى ما حرمتى و منعى نيامد و از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله هم در آن نهيى نشد ، گفت : آيا رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله اين را ميدانست ، گفت : نميدانم ، پس عمر فرمان داد بجمع شدن مهاجرين و انصار ، پس همگى جمع شدند پس مشورت كرد با ايشان پس مردم گفتند كه در اين كار غسلى نيست مگر آنچه از معاذ و على كه رضوان خدا بر آنها باد نقل شده كه آنها گفتند وقتى ختان و سر حشفه و ختنه گاه از ختنه گاه زن تجاوز كرد و داخل شد غسل واجب شود پس عمر گفت : اين و شما اصحاب بدر و شما اختلاف كرديد پس بعد از شما اختلاف شديدتر خواهد بود گويد : پس على عليه السلام فرمود : اى امير مومنين : هيچكس داناتر به اين موضوع از آنكه از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله از همسرانش پرسيده نيست ، پس فرستاد نزد حفصه ، پس گفت مرا علمى به اين مسئله نيست پس پيش عايشه فرستاد ، پس عايشه گفت : اذا جاوز الختان الختان فقد وجب الغسل « هر گاه سر ختنه گاه بگذرد از ختنه گاه غسل واجب شود ، پس عمر گفت : نشنوم مرديرا كه اين كار را بكند مگر آنكه او را با شلاق زدن به درد ميآورم ، و در لفظى : به من نرسد كه كسى اين كار را كرده و غسل نميكند مگر آنكه بعنوان عقوبت شكنجه ميكنم . احمد امام حنبلىها در مسندش ج 5 ص 15 نقل كرده آن را و ابن ابى شيبه در تصنيفش و ابو جعفر طحاوى در معانى الآثار و حكايت كرده آن را از دو نفر آخرى عينى در عمده القارى ج 2 ص 72 و ياد كرده آن را قاضى ابو المجالس در « المنتصر من المختصر من مشكل