آقائيكه بسبب او ( مظر بن عدنان ) واجد فضيلت شد بسبب بزرگى پس برتر شد از هر بشرى .
چهره اش در فلك بالا چون ماه است پس بسبب او هدايت ميشوند نه بستاره گان .
« به طرف منزل او براى رسيدن به سود و غنيمتى »
او ماه تمام و فرزندان او ماه هلال كه ما در روزگار از آوردن مانند آنها ناز است .
كعبه زائرين است در هر ماهى رستگار است كسى كه به طرف ساحت او ورود كند .
« بطواف كردن در گرد او يا دست رسانيدن بر او »
بلند مقامى را از قديم وارث شدند از قصى ( بن لوّى ) و نزار ( بن مضرّ ) سپس فهر و لوّى .
هرگز زنده اى از ايشان رقابت بزنده اى نكند و ايشان از جهت اصالت و پاك سرشتى پاكترين آفريده هايند .
« و بسوى ايشان هر بزرگى و افتخارى برميگردد »
اى كسى كه ديدار او وقت مرگست هر مرگى كه در آن ديدار تو باشد زندگيست .
ايكاش شتاب ميكرد مرا مرگيكه آمدنى است كه شايد ببينم زنده گيم را در مرگ .
« در حالى كه برسم از او به بهترين نعمتها »
21 - ميرزا ابو القاسم حسينى شيرازى .
22 - سراج الدين محمد فرزند حسن قرشى تميمى عدوى اموى معروف بفدا حسين هندى بنظم درآورده ميلاد مسعود باشرافت را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 61
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٦١