تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
« كناره صحراى طوى از حريم مكَّه معظمه » زائيد خورشيد نيم روز ماه شب چهاردهى كه بر طرف كرد از ما سياهى تاريكى را . فرياد بزن اين بشارت باد شما را به اين پسريكه صورتش پاره ماهى است كه به آن هدايت مىشود . « بدرخشيدن انور او در تاريكى » اينست فاطمه دختر اسد ( بن هاشم ) كه آمد در حالى كه در بر دارد لاهوت ابد را . پس سجده كنيد براى او از روى افتادگى با كسانى كه سجده كردند زيرا كه فرشتگان براى او به سجده افتادند . « آنوقتيكه نورش در آدم تجلى كرد » پرده از روى روشن حق برداشته شد و صورت پروردگار جهانيان نمايان گشت . و ظاهر شد روشنى چراغ يقين و آشكار شد محل اشراق خورشيد هدايت . « پس روشن شد شب سياه تاريك » ابديّت از نفى * ( ( لَنْ تَرانِي ) ) * نسخ شده پس نشان داد بما صورتش را پروردگار جهان . ايكاش موسى در ميان ما بود و ميديد آنچه را كه در طور با اصرار خواسته بود . « پس منصرف شد از آن با دست خالى » آيا دانست ما در عظمت كه چه زائيده و آيا پستان هدايت دانست كه را شير داده .