مستضعفين از زير ستم جهان خواران و انسان كشان شده است « و الغدير » مىتوانند در آن دانشسرا عنوان درس و محور سخن باشد زيرا غالب آنچه دارد از بيگانه گرد آورده . بالخصوص جلد ششم همين جزء 11 و 12 كه در دست است با دقت بررسى كن و على عليه السلام را از ديدگاه آنان به بين و تأمل بيشتر دربارهء رقيب او نموده و از همان منظر مشاهده كن تا بدانى چه تناسب است مشتى خاك را با جهان پاك و بسنج دانش آنكه باب مدينه علم است با آنكه علنا ميگفت همه مردم از من داناترند حتى پيرزنهاى پرده نشين و بشناس صدف را از خزف آنكه
« سلونى قبل ان تفقدونى »
گفت با آنكه فرياد اقيلونى زد .
در اينجا كلام خويش را كه زيره به كرمان بردن است به چند بيتى دربارهء مولايم پايان دهم .
اى چهرهء تو آيه كبريا على
خاك ره تو تاج سر انبياء على
تابان ز آستان تو انوار كبريا
بيرون ز آستين تو دست خدا على
ميريزد از نگاه تو اكسير زندگى
مىجوشد از دهان تو آب بقا على
كفر است اگر بجاى خدا خوانمت ولى
از تو خدا نبوده و نباشد جدا على
گردانمت ز خالق يكتا جدا تو را
پشتم شود زبار ملامت دو تا على