شلَّاق زد و يكسال تبعيد كرد . ( 1 )
بيهقى گويد : شيخ رحمه الله گفته : حدّ آن سنگسار بود پس مثل آنكه عمر ، آن را دفع كرد از او براى شبهه جهالت و نادانى و شلاقش زد و تبعيدش نمود بعنوان تعزير و تأديب .
امينى قدس الله سره گويد : من نميگويم ، كه امر در مسئله دائر بين دو امر است يا ثبوت حد و آن سنگسار است و يا دفع حد بسبب شبهه و باز گذاردن راه زن آبستن و قول بفصل عقيده ايست كه خارج از لسان و منطق شرع است ، و جز اين نيست كه ميگويم ، كه آنچه را بيهقى ديده است از اينكه شلاق زدن و تبعيد تعزير و تاديب است تصحيح راى نميكند بلكه موجب مزيد اشكال مىشود زيرا كه در روايت صحيح از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ثابت شده كه هيچكس را بيشتر از ده شلَّاق نميزنند مگر در حدّى از حدود خدا . ( 2 )
و در صحيح ديگر است قول آنحضرت : شلَّاق زده نميشود بيشتر از ده تازيانه در كمترين حدّ از حدود خدا . ( 3 )
و قول آنحضرت : حلال نيست براى كسى كه بزند كسى را بيش از
هامش
( 1 ) كتاب ( ام ) شافعى ج 1 ص 135 ، اختلاف حديث شافعى حاشيه ام ج 7 ص 144 ، سنن بيهقى ج 8 ص 238 و ابو عمر قسمتى از آن را در علم 148 .
( 2 ) صحيح بخارى در جزء اخير باب مقدار تعزير و ادب ، سنن ابى داود ج 2 ص 242 ، صحيح مسلم در حدود ج 2 ص 52 .
( 3 ) مستدرك حاكم ج 4 ص 382 .